خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

اختلاف مصاحف صحابه در زمان عثمانبازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 12-اسفند-1392 -- تعداد بازدید : 2073 بار

اختلاف مصاحف صحابه

همانگونه که گفته شد ، دوره ی پس از وفات پیامبر اکرم صلوة الله علیه وآله دوره ی جمع آوری قرآن به شمار آمده است . بزرگان صحابه بر حسب دانش و شایستگی خود به جمع آوری آیات و مرتب کردن سروه های قرآن دست زدند و هر یک آن را در مصحف خاص خود گرد آوردند . برخی که خود از عهده ی این کار بر نمی آمدند ، از دیگران می خواستند تا مصحفی برای آنان استنساخ کنند . با گسترش حکومت اسلامی و افزایش تعداد مسلمانان به نسخه های بیشتری از قرآن نیاز بود ؛ بنابر این تعداد مصحف ها رو به فزونی گذاشت . برخی از این مصحف ها به تبع موقعیت جمع کننده ی آن ، اهمیت ویژه ای داشت ؛ مثلا : مصحف عبدالله بن مسعود – صحابی بزرگ پیامبر اکرم صلوة الله علیه وآله – مرجع اهل کوفه به شمار می آمد . همچنین مصحف ابی بن کعب در مدینه ، مصحف ابو موسی اشعری در بصره و مصحف مقداد ابن اسود در دمشق مورد توجه مردم بود .

چون جمع کنندگان مصحف ها متعدد بودند و هر یک این کار را مستقل از دیگری انجام داده بود و از طرفی ، توانایی و صلاحیت آنان در این امر یکسان نبود ؛ هر کدام از مصحفها از نظر روش ، ترتیب ، قرائت و ... با دیگری فرق داشت که این اختلاف موجب اختلاف میان مردم شد . چه بسا مسلمانان ساکن مناطق دور دست – که برای شرکت در جنگ یا امر دیگر گرد هم می آمدند – بر اثر تعصبی که به عقیده و رای خود داشتند ، یکدیگر را محکوم کرده ، همین امر به نزاع و جدال میان آنان منجر می شد .

نمونه ای از اختلاف مردم در باره ی مصحف ها و تعصب آنان نسبت به قرائت های صاحبان این مصحف ها را در اینجا می آوریم :

جذیفه در بازگشت از جنگ سرزمین ارمنستان ، به سعیدبن عاص گفت : (( در این صفر به موضوعی برخورد کردم که اگر نادیده گرفته شود موجب اختلاف مردم در مورد قرآن خواهد شد و هیچ کاه نمیت وان آن را چاره کرد )). سعید پرسید : موضوع چیست ؟ حذیفه گفت : (((( مردمی را از حمص دیدم که تصور می کردند قرائت آنان بهتر از قرائت دیگران است و آنان قرآن را از مقداد فرا گرفته بودند . مردم دمشق را دیدم که می گفتند : قرائت آنان بهتر از دیگر قرائت هاست . اهل کوفه را دیدم که قرائت ابن مسعود را پذیرفته بودند و درباره ی قرائت او چنین عقیده ای دارند . همچنین مردم بصره را دیدم که قرآن را طبق قرائت ابوموسی اشعری قرائت می کردند و مصحف او را لباب القلوب می نامند )).

چون حذیفه و سعید به کوفه رسیدند ، حذیفه ایم موضوع را با مردم در میان گذاشت و آنچه بیم داشت به آنان هشدار داد . صحابه ی پیامبر صلوة الله علیه و آله و بسیاری از تابعین با وی موافقت کردند ، اما اصحاب ابن مسعود به وی اعتراض کردند که : چه ایرادی به ما داری ؟ مگر جز این است که ما قرآن را مطابق قرائت ابن مسعود قرائت می کنیم ؟ حذیفه و موافقان او به خشم آمدند و به آنان گفتند : (( ساکت باشید که به خطا می روید )).

ورود حذیفه به مدینه

حذیفه در بازگشت از جنگ ارمنستان ، در حالی که از اختلاف مردم درباره ی قرآن ناخشنود بود ، با آن عده از اصحاب پیامبر صلوة الله علیه و آله که در کوفه بودند ، درباره ی حل این مشکل – پیش از آنکه جاهای دیگر را فرا گیرد – به مشورت پرداخت . نظر حذیفه این بود که عثمان را بر آن دارد که به یکسان نمودن مصاحف و الزام مردم به قرائت واحد اقدام کند ؛ همه ی اصحاب به درستی این نظر اتفاق کردند جز عبدالله بن مسعود ؛ لذا حذیفه با شتاب هر چه تمام تر به سوی مدینه شتافت تا عثمان را برانگیزد که امّت پیامبر صلوة الله علیه و آله را پیش از پراکندگی دریابد .

حذیفه به عثمان گفت : ای خلیفه ی مسلمین ! من بدون پرده پوشی هشدار می دهم ؛ این امت را دریاب پیش از آنکه گرفتار همان اختلافی شوند که یهود و نصاری به آن گرفتار شدند .

از آنجا که این حوادث و نظایر آن ، سرانجام نامطلوبی داشت ، عثمان به طور جدّ در فکر یکسان کردن مصاحف برآمد . در آن هنگام یکسان نمودن مصاحف کاری بس بزرگ و پدیده ای جدید بود و هیچ یک از پیشینیان به چنین کاری دست نزده بود . به علاوه مشکلات و موانعی در اجرای این کار دهده می شد ؛ زیرا نسخه های متععدی از این مصاحف ها در اطارف و اکناف منتشر شده و در ورای هر یک ، رجالی از بزرگان صحابه ایستاده بودند که نادیده گرفتن شئون آنان در جامعه ی اسلامی آن روز ، بسی دشوار بود . چه بسا ممکن بود که اینان به حمایت و دفاع از مصحف خود بر آمده و در این راه مانعی بزرگ به وجود آورند . به همین دیلیل ، عثمان آن عده از صحابه پیامبر صلوة الله علیه و آله را که در مدینه بودند گرد آورد و در این کار با آنان مشورت کرد و همگی بر ضرورت قیام به این کار – به هر قیمتب – اتفاق نظر داشتند و ابن اثیر می گوید : (( عثمان اصحاب پیامبر صلوة الله علیه و آله را گرد آورد و موضوع را با آنان در میان گذاشت و همگی نظر حذیفه را تایید کردند )) .

امیر المونین علی علیه السلام نیز رای موافق خود را با این برنامه به گونه اصولی اظهار نمود . ابن داود از سوید بن غفله روایت کرده است که علی علیه السلام فرمود : (( سوگند به خدا که عثمان درباره ی مصاحف هیچ عملی را انجام نداد مگر اینکه با مشورت مات بود . او درباره ی قرائت ها با ما مشورت کرد و گفت : به من گفته اند که برخی می گویند قرائت من بهتر از قرائت توست و این چیزی نزدیک به کفر است . به او ( عثمان ) گفتم : نظر ت چیست ؟ گفت نظرم این است که فقط یک مصحف در اختیار مردم باشد و در این زمینه تفرقه و اختلاف نداشته باشند . گفتم نظر خوبی است )) . در روایت دیگری آمده است که علی علیه السلام فرمود : اگر امر مصحف ها به من نیز واگذار می شد ، من همان می کردم که عثمان کرد .


منبع : علوم قرآنی آیت الله معرفت
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا