خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

اعجاز بیان در قرآنبازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 16-اسفند-1392 -- تعداد بازدید : 2394 بار

اندیمشندان درباره اعجاز قرآن ، بحثهای دامنه دار و مطالبی گوناگون مطرح کرده اند ؛ البته در این موضوع ، برخی اختلاف نظرها نیز وجود دارد ؛ پیشینیان به گونه ای اندیشیده اند و متأخرین به گونه ی دیگر و بر اقوال گذشته مطلبی افزوده اند .

امروزه اعجاز قرآن در سه بعد مهم و اساسی مطرح است : اعجاز بیانی ، اعجاز علمی و اعجاز تشریعی .


اعجاز بیانی


اعجاز بیانی به جنبه های لفطی ، عبارات به کار رفته ، ظرافتها و نکته های بلاغی نظر دارد ؛ گر چه این نکته ها و ظرافتها در معنا و محتوا نقش اصلی را ایفا می کند .

اعجاز بیانی قرآن را می توان در 5 بخش خلاصه نمود .


الف ) گزینش در کلمات


انتخاب و کلمات و واژه های بکار رفته در عبارتهای قرآنی کاملا حساب شده است ؛ به گونه ای که اگر بخواهیم کلمه ای از جای خود برداریم و کلمه ای دیگری را که در آن موضوع تمام ویژگی های کلمه اصلی را داشته باشد – جایگزین آن کنیم ، یافت نخواهد شد ؛ زیرا در گذینش واژه های قرآن چند مسئله لحاظ شده است .

1 – تناسب آوای حروف کلمات هم ردیف ، به گونه ای که آخرین حرف هر کلمه با اولین حرف کلمه ی بعدی هماهنگ است .

2- تناسب معنوی کلمات با یکدیگر ، به گونه ای که از لحاظ مفهومی نیز بافت منسجمی به وجود آمده است .

3- رعایت فصاحت کلمات ، طبق شرایطی که در علم (( معانی بیان )) قید کرده اند .

این راعیتهای سه گانه با ملاحظه ویژگیهای هر کلمه انجام گرفته و در مجموع ، هر واژه ای در جایگاه مخصوص خود و به بهترین وجه قرار گرفته است . معروفترین شاهد مثال در این زمینه آیه ی قصاص است :

سوره بقره آیه 179 :


وَ لَکُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ 



و برای شما- ای صاحبان خرد- در قصاص ، زندگی است ( در پیاده کردن حکم قصاص زندگی جامعه است ) شاید ( از خونریزی به ناحق ) پرهیز کنید.

 

در اجرای قانون قصاص ، تضمین حیات شده است ، عرب برای سهولت در حفظ قوانین مدنی ، اجتماعی و کیفری خود ، آنها را در قالب جمله های کوتاه ، ظریف و ادبی در می آورد ؛ از این رو برای تنظیم قانون قصاص از فصحای بر جسته ی خود کمک گرفت و پس از نشست و برخاستهای فراوان بر عبارت (( القتل أنفی للقتل )) اتفاق نظر دادند ؛ یعنی کشتن قاتل ، بهترین بازدارنده از قتل است ؛ اما در این عبارت در مقایسه با آیه ی قصاص ، از چند نکته غفتل ورزیدند :

1 – از لحالظ أدبی اشتباه است که واژه ی قتل – به صورت مطلق نافی قتل باشد ؛ زیرا هیچ چیز خود را نفی نمی کند ؛ در صورتی که اگر قتل به عنوان قصاص انجام شود نافی قتا خواهد بود .

2 – در عبارت یاد شده ، (( أفعل التفضیل )) به کار رفته ولی (( مفضّل علیه ) مبهم است و معلوم نیست که قتل از چه چیز بازدارنده تر می باشد .

3 – آیه ی قرآن جنبه ی ایجابی و عبارت یاد شده جنبه ی نفی دارد و در سخن سنجی – به ویژه در تدوین مواد قانون و احکام – عبارت اثباتی برتر از عبارت سلبی است .

4 – به کار بردن لفط ((قصاص )) تداعی کننده این است که این قانون از منشأ عدالت برخاسته است ؛ در صورتی که به کار بردن لفظ قتل ، حالت تنفر و انزجار دارد .

5 – در آیه ، فنّ به کار رفته و جمع بین ضدّین شده است ؛ زیرا قصاص – که نوعی قتل و در ضاهر ضد حیات است – موجب حیات به شمار آمده است .

این دقت قرآن در انتخاب و گزینش کلمات ، به دو شرط اصلی بستگی دارد :

الف : احاطه ی کامل بر ویژگیهای لغت ؛ به طوری که ویژگی هر کلمه به خصوص را در سرتاسر لغت بداند .

ب : حضور ذهن همیشگی ؛ تا در موقع کاربرد واژه ها ، تمام کلمات مد نظر او باشد تا در گزینش الفاط ، دچار حیرت و سردرگمی نشود .

حصول این دو شرط در افراد معمولی غیر ممکن به نظر می رسد .


ب ) سبک و سیوه ی بیان


شیوه ی بیان قرآن با آنکه موجب جزب و کشش عرب گردید با هیچ یک از شیوه های متداول عرب شباهت و غرابتی نداشت .

این از شگفتیهای سخنوری است که سخنور ، سبکی که مورد پذیرش و پسند شنوندگان است بیافریند و از شیوه های متعارف آنان بیرون باشد و شگفت آور تر آنکه از تمامی محاسن شیوه های کلامی متعارف ، بهره گرفته باشد ، بی آنکه از معایب آنها چیزی در آن یافت شود .

انواع کلام – که در میان فصحای عرب نیز متداول بود – عبارتند از : شعر ، نثر و سجع . هر یک از این سه شیوه ، محاسنی دارند و معایبی ؛ سبک قرآنی ، جاذبیت و ظرافت شعر ، آزادی مطلق نثر و حُسن و لطافت سجع ر داراست ، بی آنکه در تنگنای قافیه و وزن دچار شود ( نقص شعر ) یا پراکنده گویی کند ( عیب نثر ) یا تکلّف و دشواری به خود راه دهد ( عیب سجع ) . همین امر مایه ی حیرت سخندانان عرب شد .


ج ) نظم آهنگ قرآن


هنگام گوش دادن به آوای قرآن ، نخستین چیزی که جلب توجه می کند ، نظام بدیع و شیوای صوتی آن است . در این نظام ، حرکات و سکنات واژگان به شکلی آرایش شده است که هنگام شنیدن ، آوای دلنشین به گوش می رسد ؛ آوایی که شوری در دلها می اندازد و نشاطی در جانها می دمد .

این همان نظم آهنگ قرآن است که احساسات آدمی را برمی انگیزد و دلها را شیفته ی خود میسازد . برای مثال در سوره نجم آیات 1 الی 18 :


وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏1ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى‏2وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏3إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏4عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوى‏5ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى‏6وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏7ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى8فَکانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏9فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏10ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‏11أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‏ ما يَرى‏12وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‏13عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏14عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏15إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى‏16ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‏17لَقَدْ رَأى‏ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْکُبْرى‏


استاد درّاز می گوید : در این حروف ، گویی یکی می نوازد ، دیگری تنین انداز ، سومی نجوا گر است ، چهارمی بانگ بر آورنده ، پنجمی نفس را می لغزاند و ششمین راه نفس را می بندد و شما آهنگ را در دسترس خود می بابید .

موسیقی بیرونی حاصل صنایع مانند قافیه ، سجع و وزن است ؛ اما (( نظم آهنگ درونی )) – که مختص قرآن است – دستاورد جلالت تعبیر و پدید آمده از مغز و کنه کلام است . زیبایی لفظ و شکوهمندی معنا ، نوایی احساس انگیز پدید می آورد و نسیمی روح نواز را به وزیدن وا می دارد و درون آدمی را به خلجان می نشاند .

هنگامی که آیه 1-2 سوره ضحی :





را تلاوت می کنیم ، با بخشی روبه رو هستیم که از قافیه ، وزن و مصراع بندی قرار دادی تهی است ولی سرشار از موسیقی است و از هر حرف آن نوایی دلپذیر می تراود . این همان نظم آهنگ و موسیقی درونی است . نظم آهنگ درونی رازی از رازهای قرآن است و هیچ ساختار ادبی یارای برابری با آنرا ندارد .


د ) وحدت موضوعی ( تناسب معنوی آیات )


آیات قرآن به صورت پراکنده و مناسبتهای گوناگون در طی 20 سال ،  نازل شده اند و طبیعتا نباید میان آیات رابطه و تناسب وجود داشته باشد در صورتی که با دقتی دانشمندان – به ویژه در عصر اخیر – در محتوای هر صوره انجان داده اند ، به این نتیجه رسیده اند که هر سوره ، هدف یا اهداف خاصی را – که جامع میان آیات هر سوره است دنبال می کند و مسئله اعجاز در همین نکته است .

امروز این به وحدت سیاق – که در هر سوره وجود دارد – (( وحدت موضوعی )) می گویند .

تذکر لازم : برخی علاوه بر تناسب آیات ، مسأله ی تناسب سوره ها را نیز مطرح ساخته و می گویند : (( ترتیب سوره ها نیز با تناسب انجام گرفته است . )) ؛ حتی برخی از این فراتر رفته و آ نرا شاهدی بر اعجاز قرآن در ترتیت سوره ها دانسته اند . لذا متذکر می شویم که : هیچ تناسبی معنوی میان سوره ها با یکدیگر وجود ندارد و هرگز ترتیب موجود بین سوره ها توفیقی نیست ؛ بلکه پس از رحلت پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله به دست صحابه و از روی برخی مناسبتها اعتباری ( مانند بزرگی و کوچکی سور ها و از این قبیل ) انجام گرفته است .

 

و ) نکته ها و ظرافتها


در قرآن انواع استعاره ، تشبیه ، کنایه ، مجاز و نکته های بدیع به حد وفور به کار رفته است ؛ در تمامی موارد ، چهار چوب شیوه های متعارف عرب رعایت شده ، ولی مورد کاربرد با چنان ظرافت و دقت انجام شده است ، که موجب حیرت ارباب سخن و نکته سنجان گردیده است . سخندانان پذیرفته اند که تشبیهات قرآن متین ترین تشبیهاتی است که در کلام عرب یافت می شود ، جامع محسان نکات بدیع و رسا ترین بیان در ارائه فن ترسیم معانی است .

ابن اثیر ، ادیب بزرگ جهان عرب ، درباره تشبیه ، آیه ی 10 سوره نبأ :

 



و شب را پوششی ( بر اشیاء و کارهای شما ) قرار دادیم. 


را مثال می آورد ؛ به گفته وی تشبیه شب به لباس به این جهت است که تاریکی شب ، افراد را از دید یکدیگر پنهان می دارد تا اگر از دشمنی بخواهد بگریزد یا در کمین او بنشیند یا چیزی را از دید دیگران پنهان دارد ، از تاریکی فراگیر شب به بهترین شکل بهره ببرد . این تشبیه از جمله ظرافتهایی است که تنها قرآن به آن آراسته است و در دیگر کلام منثور و منظوم عرب یافت نمی شود ... )) .

 


منبع : علوم قرآنی آیت الله معرفت

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا