خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

تفسیر و تاویل بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 19-فروردین-1393 -- تعداد بازدید : 1661 بار

 

تفسیر و تاویل


هر آیه ای ؛ اعم از محکم و متشابه ابهام هایی دارد ؛ اما در متشابهات ، تشابه ، علاوه بر آنکه بر چهره ی لفظ پرده ای از ابهام می افکند ، موجب شبهه نیز می گردد ؛ بدین ترتیب باید برای درک مفهوم هر متشابهی ، ابتدا ابهام آن را رفع و سپس از آن دفع شبهه کنیم ؛ بیان ابهامات ( که در محکم ئ متشابه وجود دارد ) را ((تفسیر)) و بیان شبهات ( که صرفا در متشابه وجود دارد ) را ((تاویل )) می گویند .

در تعریف تفسیر گفته اند : (( تفسیر ، برگرفتن نقاب از چهره ی الفاظ مشکله است )) . هنگامی که هاله ای از ابهام ، لفظ را فراگرفته باشد و پوششی بر معنا افکنده باشد ، مفسر با ابزار و وسایلی که در اختیار دارد در زدودن آن ابهام می کوشد .

تاویل از ریشه ی (( اَول)) به معنای ((رجوع و بازگشت )) گرفته شده ، لذا معنای لغوی تاویل ، ارجاع دادن می باشد . تاویل در موردی به کار می رود که گفتار ؛ مایه ی شبهه ، حیرت و سرگردانی شده باشد و تاویل گر ( کسی که راه تاویل صحیح را می داند ) در جهت رفع شبهه اقدام می نماید و ظاهر شبهه انگیز آن گفتار را به جایگاه اصلی خود ( وجه صحیح آن ) باز می گرداند .

مصاحب موسی هنگامی که او را در شگفتی یافت ، به وی نوید داد تا او را از سرّکار خود با خبر سازد و تأویل درست کردار خود را با وی در میان گذارد : سوره کهف آیه 78:


 قالَ هذا فِراقُ بَيْني‏ وَ بَيْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً





با این توضیح ، هر متشابهی علاوه بر تفسیر به تأویل نیز نیاز دارد . تفسیر ، ابهام آن را بر طرف و تأویل شبهه ی آن را دفع می کند ؛ ولی آیات محکمه فقط به تفسیر نیاز دارند تا ابهام بر طرف شود . بنابر این تأویل نسبت به تفسیر ، اخص مطلق است ؛ یعنی هر جا تأویل باشد ، تفسیر هم هست ، زیرا تأویل نوعی تفسیر است .

 

تاویل متشابهات را چه کسی می داند ؟

در آیه هفت سوره آل عمران ، بعد از تقسیم بندی آیات قرآن به دو گروه محکم و متشابه آمده است :


هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ 


اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد که برخی از آن آیه های محکم به لفظ صریح ( و به معنی روشن ) است ، که آنها مادر و اساس کتابند ، ( ابهام آیات دیگر با آنها رفع می شود ) و برخی دیگر آیه های متشابه است ( چند پهلو است و معنی آن به واسطه عموم محتوا و عمق معنی و تعدد مراد در بدو نظر روشن نیست و باید به وسیله آیات محکم و عقل سلیم تفسیر شود ) ، اما کسانی که در دل های آنان انحراف ( از حق ) است ، برای فتنه جویی و طلب تأویل ( یافتن معنی نادرست ) ، از این کتاب از آنچه متشابه است پیروی می کنند ، در حالی که تأویل ( و بازگشت معنی حقیقی ) آن را جز خدا نمی داند و آنان که رسوخ در دانش دارند می گویند

 

طبق این آیه شریفه دسترسی به حقایق نهفته آیات متشابهه ، صرفا منحصر به خداوند نیست ؛ بلکه امکان دستیابی به این حقایق برای پویندگان و علمای راستین فراهم است . دانشمندان راستین برای فهم این آیات از راه خدایی رفته می گویند : تمامی آیات متشابهات و محکمه از یک سرچشمه نشأت گرفته ، پس در پشت پرده ی ظاهر ، حقیقتی نهفته است که باید آن را یافت و عاقبت جوینده یابنده است ؛ البته این واقعیت را جز خردمندان یاداور نمی شوند .

بسته بودن راه برای رسیدن به حقایق نهفته قرآن – که گنجینه ی معارف الهی به شمار می رود – هرگز قابل قبول نیست ؛ زیرا اگر فرض شود در قرآن آیاتی وجود دارد که آحاد مسلمانان ، علما ، دانشمندان ، امامان و پیامبر گرامی صلوة الله علیه وآله تماماً از محتوای آن آگاهی نداشته باشند ، مقام حکمت الهی زیر سوال می رود . چگونه کتابی که برای هدایت بشریت تا ابدیت ، نازل شده ، مواضع ابهامی دارد که هیچکس ، حتی رسول اکرم صلوة الله علیه وآله به کشف آن دسترسی نداشته است ؟! قطعاً این فرضیه ی محالی است و از حکمت باری تعالی کاملاً به دور است .

بنابر این ، امکان دسترسی به معانی و حقایق پنهانی آیات متشابهه برای دانشمندان راستین فراهم است . جمله (( یَقولونَ آمنّا بِهِ .. )) در موضوع حال است و حاکی از ایمان ثابت است . این امر موجب می گردد تا علمای راستین ، موضع حکمت الهی را در نظر بگیرند و در پی جستن حقایق نهفته در پس آیات متشابهه روند . آنان در سایه ی علم و دانش استوار بوده ، هرگز مضطرب نمی شوند و در مقابل آیات متشابه نگران نمی شوند ؛ زیرا ایمان دارند که آیات متشابهه از همان منبعی صادر گشته که آیات محکمه نشأت گرفته است و چنین می اندیشند که باید در پس پرده چیزهایی باشد که ظاهر لفظ نمودار آن نیست ؛ از این رو به تأویل آیات متشابهه پی می برد .

نمونه هایی از آیات متشابهه

پیش از این یادآور شدیم که تشابه در آیات قرآن دو گونع است : تشابه اصلی و تشابه عرضی . ذیلاً از هر نوع یک نمونه می آوریم .

1 – نفی تحیّز

((تحیّز)) عبارت است از اشغال مکان و دارا بودن جهت خاص ( راست ، چپ ، جلو ، پشت ، بالا و پایین ) . این از ویژگیهای موجودات مادی و لازمه ی جسمیت است .

((تحیّز)) از ذات حق منتفی است ؛ زیرا موجودی مجرد است ؛ یعنی موجودی ماورای ماده و از تمامی ویژگیهای جسمانی منزه است .

ابوالحسن اشعری ( شیخ اشاعره ) قائل به تحیّز است و خدا را دارای مکان و در جهت فوق ( بالا ) می داند و شواهدی از آیات قرآن می آورد ؛ از جمله  :

سوره سجده آیه 5 :


يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ 


اوست که امور این دنیا را از ( ابتداء خلقت تا برپایی قیامت ، به فرمانی صادر از ) آسمان ( جلال خود ، به سوی این زمین به دست فرشتگانش ) تدبیر و تنظیم می کند ، سپس ( نتایج حاصله تدبیر ) در روزی که مقدار آن به اندازه هزار سال از سال هایی است که شما می شمارید به سوی ( مقام ربوبی ) او بالا می رود ( و برای بررسی و داوری در موقف حساب به او عرضه می شود ) .


سوره نحل آیه  50 :


يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ 


از پروردگار مسلط و بالای سر خویش می ترسند و آنچه را مأمور می شوند انجام می دهند.


امامیه و نیز معتزله با در نظر گرفتن آیه ی کریمه ی سوره ی شوری آیه 11 :


فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُکُمْ فيهِ لَيْسَ کَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ 


همو که پدیدآورنده ( ابتدایی و بی سابقه ) آسمان ها و زمین است برای شما از جنس خودتان ( نه از فرشتگان و اجنّه ) همسرانی قرار داده ، و از چهارپایان ( نیز ) جفت ها ( ی نر و ماده آفریده ) و شما را در این ( تدبیر ازدواج ) زیادتی و انتشار می بخشد. هیچ چیز مانند او نیست ، و اوست شنوا و بینا.


که از آیات محکمات است خدا را از هر گونه شباهت به مخلوق مبرا دانسته و آیات یاد شده را – که امثال اشعری ، متشابه شاخته اند – به تأویل می برند و آنها را با توجه به معنای کنایی تفسیر می کنند ؛ یعنی جایگاه خدا – اگر بتوان برای او جایگاهی تصور کرد – در جهانی برتر و بالاتر از جهان خاکی است که تمامی خیرات و برکات از آن جهان به خاکیان سرازیر می شود ؛ عمل صالح بندگان نیز به سوی او صعود می کند ؛ و گرنه خداوند در جهت خاصی قرار نگرفت .


سوره بقره آیه 115 :


وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ 





آیاتی که اشاعره در اثبات قول خود به آن تمسک جسته اند ، در حقیقت جزو آیات محکمه بوده اند و مسلمانان عصر نزول با سلامت طبع ، مفهوم کنایی آنها را درک می کرده اند ؛ ولی بعدها اشاعره برای پشتوانه ی مذهب خود به سراغ این آیات رفتند و با تفسیر خود ، آنها را متشابه ساختند ؛ از این رو تشابه در این گونه آیات ، عرضی می باشد .


2 – اراده و اختیار


همانگونه که در تعریف تشابه اصلی گفتیم ، منشأ به وجود آمدن آن ، بلند بودن معانی و کوتاهی الفاظ است . یکی از آیاتی که دارای این نوع تشابه است سوره انفال آیه 17 :


فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ 


پس ( بدانید که ) شما آنها را نکشتید و لکن خدا آنان را کشت ، و آن گاه که تو ( به سوی آنها تیر و سنگریزه ) افکندی تو نیفکندی و لکن خدا افکند ( تا دشمن را مغلوب نماید ) و برای آنکه مؤمنان را نیک آزمایش نماید ( یا نعمت نیکوی پیروزی دهد ) که همانا خدا شنونده و داناست. 


عرب آن روز از این آیه مفهوم جبر را درک می کرد ، در حالی که این آیه به قدرت ناچیز انسان در مقابل دیگر عوامل موثر در تحقق افعال اختیاری او – که همگی با اذن الهی انجام می گیرد – اشاره دارد . درک این معنا برای مردم عهد رسالت دشوار و سخت بود ؛ از این رو تشابه در آیه ، اصلی می باشد .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا