خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

قصص قرآن بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 26-فروردین-1393 -- تعداد بازدید : 1893 بار

قصص قرآن

کلام و سخن که حاوی موعظه و ارشاد است ، هر چند بدیع و جالب باشد ، حالت خستگی دارد و باعث خسته شدن مخاطب می شود . برای رفع این مشکل می توان از قصه استفاده کرد . داستان ، کلام را از صورت یکنواختی و خسته کنندگی بیرون می آورد و به آن رونق و طراوت می بخشد و مخاطب را شیفته نگه می دارد . علاوه بر این ، بازگو کردن تجربه های تلخ و شیرین زندگی بشر ، موجب تکامل انسان می شود :

سوره اعراف آیه 176 :


وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ يَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ 


و اگر می خواستیم حتما ( مقام ) او را به وسیله آن آیات ( به اجبار ) بالا می بردیم ، و لکن او ( را طبق سنّت اختیار بشر در انتخاب راه ، آزاد گذاشتیم و او ) به پستی گرایید و دل بر زمین بست و از هوای خود پیروی نمود ، پس داستان او داستان سگ تشنه یا خسته است که اگر بر او حمله بری زبان درآورد و اگر رهایش کنی باز هم زبان درآورد ( این شخص را تهدید کنی یا نصیحت یکسان است ) . این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را بازگو کن ، باشد که بیندیشند. 


قصه در قرآن ، بازگو کردن سرگذشتی برخاسته از واقعیات عینی است که بشریت ، آن را آزموده و تجربه تلخ و شیرین آن زا چشیده است . بازگو کردن داستان در قرآن ، بدان جها است که واقعیت زیباییها و زشتیها ارائه شود تا زیباییها برای همیشه اسوه باشد و زشتیها تکرار نشود . قصه ها ی قرآنی – که برای عبرت آمده است – نمی تواند جنبه ی تخیلی و نمادین داشته باشد ؛ زیرا داستان زمانی عبرت انگیز است که از متن واقع برخاسته باشد و هرگز جنبه تخیلی نداشته باشد ؛ چراکه تخیّل نمی تواند واقعیّتِ زیباییها را ارائه دهد با سندی مستحکم برای آن باشد .

ویژگیهای قصص قرآنی

1 – گزینش در قصه

قرآن کتاب تاریخی یا داستانی نیست و صرفا کتاب هدایت و ارشاد است و برای عبرت و پند آموزی ، ارزشها و ضد ارزشهایی را که در تاریخ رخ داده بازگو می کند ؛ لذا در نقل داستانها ، به همان اندازه که حامل پیام است اکتفا می کند و هیچ داستانی را به طور کامل نقل نمی کند ؛ بلکه به گوه گزینشی ، قسمتهایی را – که با هدف اصلی کلام مرتبط است – بیان می کند . به همین جهت ، عناصر قصه تحت تاثیر هدف و پیام قرار گرفته و بر خلاف قصه های متداول ادبی از عناصر قصه به اندازه ای بهره گرفته می شود که هدف را تامین کند و پیام رسان باشد ؛ مثلا در بسیاری از قِصَص ، نام شخصیتها و عوامل انسانی ، مبهم است ؛ مانند : اصحاب کهف ، اصحاب فیل ، همسر قرعون ، مادر موسی علیه السلام و ... در واقع نام شخصیتها در حد ضرورت ذکر شده مانند مریم علیها السلام و آنجا که ذکر نام در غرض نقش نداشته ، به جای نام از توصیفی که غرض را برساند استفاده کرده و یا به صورت کلی از آن گذشته و روی هدف تکیه نموده است . نمونه جالب آن در قصه قوم ثمود در سوره ی شمس دیده می شود :

آیات 11 الی 15 :


کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها11إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها12فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها13فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها14وَ لا يَخافُ عُقْباه 



15) و از عاقبت آن کار ( هم از کسی ) بیم ندارد.

 

هدف اصلی در این داستان ، تکذیب رسالت و آیت آن (ناقه ) است ؛ لذا سبک و سیاق بیان ، تنها پیرامون همین محور شکل گرفته و عناصر قصه بر بیان این غرض متمرکز شده است ؛ در ایت داستان نام قوم ثمود آمده ، ولی شخصیت اصلی آن ( صالح علیه السلام ) با تعبیر (( رسول الله )) و شخصیت منفی قصه با تعبیر (( أشقاها )) ذکر دشه است و تمام عناصر داستان در خدمت هدف آن قرار گرفته است .

2 – واقع گرایی

قصص قرآنی از نظر ادبی واقع گرا شمرده می شوند ؛ زیرا قصه های قرآنی ((حق)) هستند : سوره کهف آیه 13 :


نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً 


ما سرگذشت آنها را به حق و راستی بر تو بازگو می کنیم: همانا آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. 




بنابر این حوادث خارق العاده در قصص قرآنی ، از واقعیات شمرده می شوند و حقیقت دارند ، چه این حوادث از معجزات شمرده شوند ؛ مانند عصای موسی علیه السلام و دَم مسیحا علیه السلام و چه از حوادث اعجاب انگیز ؛ مانند حوادث سفر موسی علیه السلام ، خواب صد سابه ی عُزیز و خواب سیصد ساله اصحاب کهف .

3 – تربیت و آموزش

از دو ویژگی پیشین روشن شد که قرآن هرگز برای سرگرمی و حتی جلب توجه عرب جاهلی داستان سرایی نکرده ، بلکه قصه های قرآن دارای اهداف مقدسی است و آن ، تعلیم و تربیت انسانهاست .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا