خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

محکم و متشابه بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 17-فروردین-1393 -- تعداد بازدید : 2105 بار


محکم و متشابه


واژه ی محکم – در مقابل متشابه – از (( حَکَمَ حَکماً )) به معنای (( مَنَعَ مَنعاً )) گرفته شده و به معنای بازداشتن و پیشگیری از هرگونه اخلال گری و تباهی است .

راغب اصفهانی گوید : (( حَکَمَ ، اصله : مَنَعَ مَنعاً لاصلاح)) . دهانه ی اسب ( لگام ) را در لغت عرب ((حَکَمَةُ الفَرَس )) گویند ؛ زیرا او را از سرکشی باز می دارد .

((حکم)) در اصل به معنای منع کردن و پیشگیری می باشد که این پیشگیری به جهت اصلاح است ؛ لذا به هر سخن و گفتاری که رسا و شبهه ناپذیر باشد محکم گویند ، یعنی مستحکم و خلل ناپذیر .

تشابه یا از ((شِبه))(اسم مصدر ) به معنای ((مِثل و همانند )) و یا شَبَه)) ( مصدر ) به معنای ((همانند بودن )) گرفته شده است ، که این همانندی – به دلیل پنهان بودن حق – مایه ی اشتباه می شود .

اصطلاحاً به کلام یاکرداری که ظاهر آن نارسا و مبهم باشد و مخاطب را دچار شبهه و اشتباه کند ، متشابه گویند ؛ زیرا ظاهر آن کلام ، گویایی مراد واقعی اش نیست و افراد در برخورد با آن دچار اشتباه می شوند .


متشابهات در قرآن


آیه 7 سوره آل عمران ، آیات قرآن را به دو بخش محکمات و متشابهات تقسیم کرده است :


هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ 


اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد که برخی از آن آیه های محکم به لفظ صریح ( و به معنی روشن ) است ، که آنها مادر و اساس کتابند ، ( ابهام آیات دیگر با آنها رفع می شود ) و برخی دیگر آیه های متشابه است ( چند پهلو است و معنی آن به واسطه عموم محتوا و عمق معنی و تعدد مراد در بدو نظر روشن نیست و باید به وسیله آیات محکم و عقل سلیم تفسیر شود ) ، اما کسانی که در دل های آنان انحراف ( از حق ) است ، برای فتنه جویی و طلب تأویل ( یافتن معنی نادرست ) ، از این کتاب از آنچه متشابه است پیروی می کنند ، در حالی که تأویل ( و بازگشت معنی حقیقی ) آن را جز خدا نمی داند و آنان که رسوخ در دانش دارند می گویند

 

آیات محکمه – که اکثر آیات قرآن را تشکیل می دهد – شبهه ناپذیر و رسا است و در نتیجه مورد کج فهمی قرار نمی گیرد ؛ بدین جهت به آن محکم گویند که مستحکم و خلل ناپذیر است .

در کنار آیات محکمه آیاتی وجود دارد که مراد واقعی از ظاهر آنها به دست نمی آید و نارسا و مبهم است و مایه شبهه و اشتباه می گردد و گاه فتنه جویان با تمسک به چنین آیاتی بدعتهایی به وجود آورده اند ؛ به چنین آیاتی متشابه می گویند .

راغب اصفهانی درباره ی آیات متشابهه گفته است : (( متشابهات قرآن عبارتند از آیاتی که تفسیر آنها مشکل است ؛ زیرا نشان دهنده ی معنای واقعی شان نیستند و به چیز دیگر شباهت دارند )) که در مورد قرآن ، آن ( چیز دیگر )) ، جز شلالت و گمراهی نیست : سوره یونس آیه 32 :


فَذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ 


پس آن خداوند پروردگار حقیقی شماست و بعد از حقیقت جز گمراهی چیست؟ پس چگونه و به کجا بازگردانده می شوید؟! 


طبق این تعریف ، تشابه در قرآن ، تشابه حق و باطل است و هرگاه کلام خداوند (قرآن کریم ) نمودی جز حق داشته و به باطل شبیه باشد ، آن را متشابه گویند .

پس منظور از تشابه در آیات متشابهه ، تشابه حق و باطل است ؛ به این صورت که سخن حق خداوند ، باطل جلوه داده شود .

اقسام تشابه در قرآن

تشابه در آیات قرآن بر اساس منشأ به وجود آمدن آن به دو قسم تقسیم می شود :


 اصلی :


تشابه اصلی آن است که به گونه ی طبیعی ، یعنی به سبب کوتاهی لفظ و گستردگی معنا به وجود امده باشد ؛ یعنی از طرفی ، الفاظ و کلمات موضوعه در لغت عرب ، بیشتر برای افاده ی معانی کوتاه و سطحی ساخته شده اند و برای افاده ی معانی گسترده و عمیق کسس و گنجایش ندارند و از طرفی هم ، قرآن ملتزم بوده که از الفاظ موضوعه ی عرب از شیوه های کلامی آنان استفاده کند :

سوره زخرف آیه 3:


إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ 


ما این کتاب را قرآنی عربی قرار دادیم شاید شما ( که نخستین امت مورد عرضه این کتابید و از شما به دیگران منتقل خواهد شد ، در حقایق آن ) بیندیشید.


لذا برای بیان معانی والا ، به ناچار راه کنایه ، مجاز و استعاره را پیمود و این خود ، بر عرب غریب می نمود .

آیاتی که درباره  مبدأ و معاد ، مساله ی استطاعات ( قدر در اختیار ) انسان ، مقدار تصرف او در جهان ، آفرینش ، علل تکلیف و مانند آن بحث می کنند ، نوعاً از این قسم هستند ؛ زیار معانی ، بلند و دقیق است ، ولی الفاظ بسیار کوتاه و نارساست . تعداد این قبیل آیات متشابهه نسبت به مجموع آیات قرآنی اندک است و با مراجعه به آیات محکمه – که ((ام الکتاب )) می باشند – و نیز احادیث پیامبر اکرم صلوة الله علیه و آله و ائمه ی اطهار علیهما السلام و سلف صالح ( رض) مفاهیم آنها معلوم می شود .


عرضی :


تشابه عرضی در اثر برخورد و تضارب و تضارب آراء و عقاید ، و پیدایش مذاهب و گرایشهای مختلفی که بعد از عصر نزول قرآن رخ داد ، به وجود آمد . این آیات در آغاز اسلام ، متشابه نبود و مسلمانان با سلامت طبع و خلوص نیت با آن برخورد و عموماً معنا و مراد آن را به خوبی درک می کردند ؛ ولی پس از به وجود آمدن مباحث جَدَلی و مسائل کلامی ، رایج شدن برخی مطالب فلسفی – که جسته و گریخته و به گونه ای ناپخته و نارس از یونان به این دیار راه یافت – هاله ای از غبار بر چهره ی بسیاری از آیات نمودار گشت . هر فرقه و گروه برای پشتوانه سازی مذهب خود و یافتن دستاویزی عوام پسند ، به سراغ قرآن رفته و باعث شدند آیاتی که تا دیروز از محکمات بود ، امروز در زمره ی متشابهات در آید . عمده ی تشابه در قرآن ، تشابه عرضی است و بیشترین آیات متشابهه – که امروزه مطرح است – از این قبیل می باشد .


تشابه در تفسیر


تفاسیر بسیاری برای محکم و متشابه گفته اند که بیشتر درهم و متداخل بوده و با اندک تفاوتی قابل افتراق و جدایی است . برخی تعیین مصداق گرده و برخی متشابهات را با مبهمات اشتباه گرفته اند .

علامه طباطبایی (ره) برای تعریف متشابهات تا شانزده وجه در تفسیر خود آورده است و برخی بیش از این – ذلا به چند مورد از آنها اشاره می شود :

الف ) آیات منسوخه ، متشابهاتند و آیات ناسخه محکمات .

ب ) محکمات ، آیات الاحکام و متشابهات دیگر آیاتند .

ج ) متشابه ، آن است که عقل برای رسیدن به کنه آن راه ندارد ولی در محکم راه دارد .

د ) متشابه ، بیش از یک معنا را در بر دارد ، ولی محکم ، در خود بیش از یک معنا ندارد .

ه ) متشابه ، مفهومی پیچیده و سر در گم و محکم ، دلیل روشن و استوار دارد .

و ) متشابه ، محمل (مبهم) است و معنای روشنی ندارد .

ز ) محکمات ، آیات مربوط به قصص انبیاء و امم سالفه و متشابهات ، ابهامات وارده در این آیات می باشد .


علل تشابه


همانگونه که در قسمت اقسام تشابه اشاره شد ، علل تشابه دو گونه است : اصلی و عرضی . یک گروه تشابه عرضی بر قرآن تحمیل شده است ؛ یعنی این گروه از آیه های متشابه ، برابر با اسلوب و شیوه های متعارف عرب بیان شده و خالی از هرگونه غموض و پیچیدگی بود و در آغاز هرگز ایجاد شبهه نمی کردهاست ؛ اما در پی درگیریهای عقیدتی و فکری که در میان گروه های مختلف مسلمانان رخ داد ، فاجعه ی (( تشابه عرضی )) دامنگیر این آیات شد .

تشابه اصلی ، کاملا طبیعی می نماید ؛ زیرا این گونه تشابه در اثر بیان معانی ژرف ، توسط الفاظ متداول عرب – که برای معانی سطحی ساخته شده – پدید آمده است .


تفسیر و تاویل


هر آیه ای ؛ اعم از محکم و متشابه ابهام هایی دارد ؛ اما در متشابهات ، تشابه ، علاوه بر آنکه بر چهره ی لفظ پرده ای از ابهام می افکند ، موجب شبهه نیز می گردد ؛ بدین ترتیب باید برای درک مفهوم هر متشابهی ، ابتدا ابهام آن را رفع و سپس از آن دفع شبهه کنیم ؛ بیان ابهامات ( که در محکم ئ متشابه وجود دارد ) را ((تفسیر)) و بیان شبهات ( که صرفا در متشابه وجود دارد ) را ((تاویل )) می گویند .

در تعریف تفسیر گفته اند : (( تفسیر ، برگرفتن نقاب از چهره ی الفاظ مشکله است )) . هنگامی که هاله ای از ابهام ، لفظ را فراگرفته باشد و پوششی بر معنا افکنده باشد ، مفسر با ابزار و وسایلی که در اختیار دارد در زدودن آن ابهام می کوشد .

تاویل از ریشه ی (( اَول)) به معنای ((رجوع و بازگشت )) گرفته شده ، لذا معنای لغوی تاویل ، ارجاع دادن می باشد . تاویل در موردی به کار می رود که گفتار ؛ مایه ی شبهه ، حیرت و سرگردانی شده باشد و تاویل گر ( کسی که راه تاویل صحیح را می داند ) در جهت رفع شبهه اقدام می نماید و ظاهر شبهه انگیز آن گفتار را به جایگاه اصلی خود ( وجه صحیح آن ) باز می گرداند .

مصاحب موسی هنگامی که او را در شگفتی یافت ، به وی نوید داد تا او را از سرّکار خود با خبر سازد و تأویل درست کردار خود را با وی در میان گذارد : سوره کهف آیه 78:


قالَ هذا فِراقُ بَيْني‏ وَ بَيْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً 


گفت: این ( زمان وقت ) جدایی میان من و توست ، ( حال ) به زودی تو را از ( علل غایی و مصالح ) آینده آنچه نتوانستی بر آن صبر ورزی آگاه می سازم.

 

با این توضیح ، هر متشابهی علاوه بر تفسیر به تأویل نیز نیاز دارد . تفسیر ، ابهام آن را بر طرف و تأویل شبهه ی آن را دفع می کند ؛ ولی آیات محکمه فقط به تفسیر نیاز دارند تا ابهام بر طرف شود . بنابر این تأویل نسبت به تفسیر ، اخص مطلق است ؛ یعنی هر جا تأویل باشد ، تفسیر هم هست ، زیرا تأویل نوعی تفسیر است .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا