خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

نسخ در قرآن بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 12-فروردین-1393 -- تعداد بازدید : 2055 بار


نسخ در قرآن



هر حرکت اصلاحی و روبه جلو وجود مراحل پی دی پی ، تغییر شرایط ، لزوم بازنگری در برنامه ها و نسخ برخی آیین ها را ضروری می سازد . این بازنگری و نسخ ، در شرایع آسمانی – که ارائه کننده برنامه جامع زندگی بشر هستند – نیز وجودد ارد . ( البته این بازنگری و دگرگونی تا هنگامی است کهحرکت به رشد نهایی و کمال مطلوب نرسیده باشد ؛ لذا نسخ در یک شریعت تا موقعی است که پیامبر صلوة الله علیه و آله مشغول انجام رسالت خویش باشد ولی با اتمام رسالت و فوت پیامبر صلوة الله علیه و آله

که بیانگر اکمال شریعت است ، دیگر جایی برای نسخ در شریعت باقی نمی ماند ) .

نسخ پیاپی در یک شریعتِ نوبنیاد ، همانند نسخه های پزشکی است که با شرایط و احوال بیمار تغییر پیدا می کند . نسخه ی دیروز در جای خود  مفید و نسخه ی امروز نیز در جای خود مفید است . لذا خداوند می فرماید :

سوره بقره آیه 106:


ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ 


هر حکمی را نسخ کنیم ، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم ، بهتر از آن ، یا همانند آن را می آوریم. آیا نمی دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است

 

بنابر این هر نسخی که صورت می گیرد ، در جای خود درست بوده و نسبت به شرایط ، رعایت اصلح شده است .

با توجه به بیان گذشته ، تعریف نسخ تا حدودی روشن شد . نسخ در اصطلاح عبارت است از : (( برداشته شدن حکم سابق – که بر حسب ظاهر دائمی بوده – با تشریع حکم جدید (لاحق) ، به گونه ای که : حکم جدید جایگزین حکم سابق گردد و امکان جمع میان هر دو نباشد )) .

در اینجا ممکن است این شبهه مطرح شود که وجود آیات منسوخ در قرآن – جز تلاوت الفاظ بدون محتوا – فایده ای دارد ؟

در پاسخ به این شبهه باید گفت که : اولا وجود آیات ناسخه و منسوخه در قرآن ، سیر تدریجی تشریع احکام را نشان می دهد . این خود یک ارزش تاریخی – دینی است که مراحل تکامل شریعت را می رساند . ثانیا باید توجه داشت که یکی از جنبه های مهم قرآن ، ((اعجاز بیانی )) آن است و باید همیشه ثابت و استوار باقی بماند . ثالثا اکثر آیات منسوخه با توجه به شرایطی نسخ شده اند و اگر دوباره شرایط آنها بوجود آید ، دوباره زنده خواهند شد و به اجرا در خواهند آمد .


شرایط نسخ


نسخ دارای شرایطی است که عبارتند از :


1 – در محدوده احکام شرعی باشد ؛ یعینی هرگونه تغییر و تبدیلی که خارج از محدوده ی احکام شرعی انجام گیرد ، از موضوع بحث خارج است .


2 – موضوع در نسخ تبدیل نشود ؛ مانند : تبدیل حالت اختیار به اضطرار یا حاضر به مسافر ، که هر گونه تغییر حکم در این گونه موارد از حیطه ی مسأله ی نسخ بیرون است ؛ زیرا هر موضوعی حکمی خاص خود دارد و با تبدیل موضوع ، حکم آن نیز تغییر می کند .


3 – وجود تنافی و تضاد میان ناسخ و منسوخ ، به گونه ای که جمع میان آنها ممکن نباشد ؛ ولی اگر دو حکم به گونه ای باشند که وجود همزمان آن دو ممکن باشد ، در این صورت نسخ صورت نگرفته است .


4 – منسوخ ، محدود به زمان معینی نشده باشد ؛ چه ، اگر حکم سابق از اول مقید به زمانی باشد ، با سرآمدن آن زمان ، حکم ، خود به خود از بین می رود و نیازی به نسخ نیست .


اهمیت بحث نسخ


اهمیت سخن گفتن از نسخ ، واضح و روشن است : فقیهی که در صدد استنباط احکام فقهی قرآن می باشد و با متکلمی که به دنبال دریافت معارف قرآنی است ، باید آیات منسوخه را تشخصی دهد تا در فتوی یا قضاوت مورد استناد قرار ندهد .

ابوعبدالرحمن سلمی گوید که : مولا امیرالمومنان علیه السلام با یکی از قاضیان کوفه روبرو شد و از او پرسید : (( آیا آیات ناسخه و منسوخه را می شناسی ؟ )) ؛ قاضی گفت : ((نه)) . حضرت فرمود : (( در این صورت هم خود و هم دیگران را نابود ساخته ای )) .


حقیقت نسخ


بر اساس آنچه گفته شد ، نسخ ، تبدیل حکم سابق به حکم لاحق است . این تبدیل بر حسب متعارف ، حاکی از تجدید نظر است ؛ زیرا شارع ، حکم سابق را به گونه ای صادر کرده که ظاهرا دائمی بوده )) ولی اکنون با ملاحظه ی شرایط جدید ، در آن حکم تجدید نظر نموده و حکم تازه ای – کو موافق شرایط موجود باشد – صادر می کند ( این تجدید نظر مبیّن نوعی جهلِ به پیشامد هاست که شایسته ی علم ازلی الهی نیست ؛ علمی که فراگیر همه چیز است ) .


نسخ بدین معنا ، در قوانینی که به دست انسانها وضع می شود امری طبیعی است چرا که انسان نمی تواند تمامی پیشامدهای آینده را پیش بینی کند ؛ اما نسخ به معنای حقیقیش – که تجدید نظر است – درباره ی تشریعات آسمانی ، صورت معقولی ندارد .

بنابراین نسخ در شرایع الهی ، نسخ حقیقی نیست بلکه نسخ ظاهری است ؛ یعین مردم بر حسب ظاهر گمان می برند که نسخی صورت گرفته ، در حالی که واقعا چنین نیست و خداوند از همان موقع که حکم سابق را تشریع می نمود می دانست که مدت دوام آن حکم ، محدود و سرآمد زمان آن مشخص است و صرفا به دلیل مصالحی مدت بیان نشده است . با این بیان می توان گفت که در واقع ، نسخی در کار نیست ، بلکه خداوند ابتدا حکم سابق را بدون بیان مدت آن به صورت محدود تشریع نموده و سپس با تشریع حکم جدید – خود به خود – پایان آن مدت را نیز اعلام کرده است .


انواع نسخ در قرآن


نسخ در آیات قرآنی به چند گونه تصور شده است . برخی از این موارد مقبول و برخی مردود است :


1 – نسخ آیه و محتوا :  آیه از قرآن برداشته شود و حکمی که در آن آیه بیان شده است نیز ، نسخ گردد .


2 – نسخ آیه فقط : الفاظ و عبارات آیه از قرآن برداشته شود ، ولی حکم بیان شده در آن آیه باقی بماند .


3 – نسخ محتوا : الفاظ و عبارات آیه همچنان در قرآن قابت بماند و تلاوت شود ، ولی حکم بیان شده در آن آیه منسوخ گردد .


4 – نسخ مشروط : همان صورت سوم است با این تفاوت که حکم سابق با توجه به شرایطی نسخ شود و با برگشتن شرایط تشریع نخستین ، حکم منسوخ دوباره به اجرا در می آید . در نتیجه دو حکم منسوخ و ناسخ ، هر یک به شرایط خود بستگی دارند .


تفاوت نسخ مشروط با نسخ محتوا در این است که در نسخ محتوا ، حکم منسوخ به صورت مطلق و برای همیشه از بین می رود و قابل اعاده نیست ، ولی در نسخ مشروط ، حکم منسوخ با اعاده ی شرایط ، دوباره زنده می شود و قابل اجراست .

از نظر ما تنها صورت سوم و چهارم ( نسخ محتوا ، نسخ مشروط ) صحیح است و در قرآن واقع شده است ؛ اما صورت اول ( نسخ آیه و محتوا ) هر چند قابل فرض است ، ولی موردی در قرآن وجود ندارد که بر آن صدق کند . صورت دوم ( نسخ آِه ) نیز علاوه بر اینکه موردی در قرآن ندارد ، اساسا معقول نیست ؛ یعنی ، معقول نیست آیه ای که سند حکم شرعی است از قرآن برداشته شود ولی محتوای آن باقی بماند .


آیات منوسوخه


نسخ نزد پیشینیان مفهوم گسترده تر از مفهوم کنونی داشه است : در گذشته هر گونه تغییر و تبدیلی در حکم پیشین را نسخ می گفتند ؛ در حالیکه نسخ مصطلح امروز ، جایگزین کردن حکم جدید به جای حکم قدیم است ، به این معنا که حکم سابق به کلی منسوخ شود و حکم جدید جای آن را بگیرد .

کسانی که نسخ را به مفهوم عام آن – که نزد پیشینیان کاربرد داشته است – گرفته اند ، یا شرایط مقرر در تحقق را نادیده گرفته اند ، تعداد آیات منسوخه را تا 228 رسانده اند .

سیوطی ضمن ردّ کثرت در نسخ ، تعداد آیات منسوخه را 21 آیه می داند . استاد آیت الله خویی – طاب ثراه – فقط قائل به نسخ یک آیه ( آیه نجوی ) است ؛ ولی با توجه به ضوابط نسخ و در نظر گرفتن نسخ مشروط ، هشت مورد نسخ در قرآن وجود دارد که شامل حدود بیست و اندی آیه می شود .


آیه نجوی :


منسوخ : سوره مجادله آیه 12:


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ 


ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که ( خواستید ) با فرستاده خدا گفتگوی خصوصی کنید جلوتر از گفتگوی خود صدقه بدهید ، این برای شما بهتر و پاکیزه تر است ، و اگر ( مالی برای صدقه ) نیافتید ( بدانید که ) خدا آمرزنده مهربان است. 


 

ناسخ : سوره مجاله آیه  13 :


أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْکُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ 


آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی خصوصی خود صدقاتی بدهید؟ پس حال که انجام ندادید و خدا هم از شما درگذشت ، نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و فرستاده او اطاعت نمایید ، و خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.

 

آیه عدد مقاتیلن :


منسوخ : سوره انفال آیه 65


يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ 


ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ ( با دشمن ) تشویق کن! هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند ، بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشند ، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند ، پیروز می گردند چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند! 



ناسخ : سوره انفال آیه  66  :


الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فيکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ 


اکنون خداوند بر شما ( از ایجاب مقابله یک با ده و تحریم فرار یک از ده ) تخفیف داد و دانست ( علم ازلیش تحقق خارجی یافت ) که در شما ناتوانی ( روحی و عددی ) است ، پس اگر از شما صد نفر شکیبا باشند بر دویست نفر غلبه می کنند ، و اگر از شما هزار نفر باشند بر دو هزار نفر به اذن ( و توفیق ) خدا پیروز می شوند ، و خدا با شکیبایان است. 


آیه فحشاء :


منسوخ : سوره نساء آیه 16 :


وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحيماً 


و از میان شما ، آن مردان و زنانی که ( همسر ندارند ، و ) مرتکب آن کار ( زشت ) می شوند ، آنها را آزار دهید ( و حد بر آنان جاری نمایید ) ! و اگر توبه کنند ، و ( خود را ) اصلاح نمایند ، ( و به جبران گذشته بپردازند ، ) از آنها درگذرید! زیرا خداوند ، توبه پذیر و مهربان است. 


ناسخ : سوره نور 2 :


الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني‏ فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ في‏ دينِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ 


( ای حکّام عدل مسلمین ) به هر یک از زن زناکار و مرد زناکار ( در جایی که همسر نداشته و محرم یکدیگر نباشند و زنای به عنف و کافر با زن مسلمان نباشد ) صد تازیانه بزنید ، و اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید مبادا شما را در ( اجرای ) دین خدا به حال آن دو رحمت و عطوفت گیرد! و باید بر سر عذاب آن دو ، گروهی از مؤمنان حاضر شوند. 


آیه توارث به ایمان


منسوخ : سوره انفال آیه 72 :


إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَکُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْکُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ 


همانا کسانی که ایمان آوردند و ( به مدینه ) هجرت نمودند و در راه خدا با اموال و جان های خود جهاد کردند ، و کسانی ( از اهل مدینه ) که ( مهاجران را ) جا و پناه دادند و یاری نمودند ، آنها هستند که اولیاء یکدیگرند ( پیوند دوستی ، یاری و ارثی دارند ) و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما هیچ گونه پیوندی با آنان ندارید تا مهاجرت نمایند ، و اگر درباره امور دینی از شما یاری طلبند بر شما است که یاری نمایید مگر آنکه به ضرر گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان ( ترک مخاصمه ) برقرار است ، و خداوند به آنچه می کنید بیناست.


ناسخ : سروه احزاب آیه 6 


النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُهاجِرينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِيائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِکَ فِي الْکِتابِ مَسْطُوراً 


پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [ مؤمنان ] محسوب می شوند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند ، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید ( و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید ) این حکم در کتاب ( الهی ) نوشته شده است. 


آیات معاهده


منسوخ : سوره نساء 89-90-92


وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً89إِلاَّ الَّذينَ يَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوکُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْکُمْ فَلَقاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلاً90سَتَجِدُونَ آخَرينَ يُريدُونَ أَنْ يَأْمَنُوکُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوکُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْکُمُ السَّلَمَ وَ يَکُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِکُمْ جَعَلْنا لَکُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبيناً91وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ عَليماً حَکيماً 




92) و هیچ مؤمنی را نسزد و عقلا و شرعا روا نباشد که مؤمنی را بکشد مگر آنکه از روی اشتباه و خطا ( خطای محض یا شبیه عمد ) باشد. و هر کس مؤمنی را به خطا کشت بر اوست آزاد کردن برده ای مؤمن ( به عنوان کفاره قتل ) و خونبهایی که باید تسلیم خویشان مقتول شود ، مگر آنکه آنها ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است پس واجب است آزاد کردن برده ای مؤمن ( به عنوان کفاره ، و خونبها ندارد ) . و اگر از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی ( پیمان صلح یا ذمّه ) برقرار است باید خونبهای او تسلیم خویشانش شود و برده ای مؤمن آزاد نماید ، و کسی که ( برده ) نیابد باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. توبه ای است از جانب خداوند ، و خداوند همواره دانا و حکیم است.


سوره انفال آیه 72 :


إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَکُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْکُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ 


همانا کسانی که ایمان آوردند و ( به مدینه ) هجرت نمودند و در راه خدا با اموال و جان های خود جهاد کردند ، و کسانی ( از اهل مدینه ) که ( مهاجران را ) جا و پناه دادند و یاری نمودند ، آنها هستند که اولیاء یکدیگرند ( پیوند دوستی ، یاری و ارثی دارند ) و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما هیچ گونه پیوندی با آنان ندارید تا مهاجرت نمایند ، و اگر درباره امور دینی از شما یاری طلبند بر شما است که یاری نمایید مگر آنکه به ضرر گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان ( ترک مخاصمه ) برقرار است ، و خداوند به آنچه می کنید بیناست. 


سوره ممتنحه 10 و ..


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا جاءَکُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَيْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ يَحْکُمُ بَيْنَکُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَکيمٌ 


ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که زنان مؤمن ( از شوی کافر خود جدا شده ) به عنوان مهاجر نزد شما آمدند ، آنها را ( از نظر ایمان ) بیازمایید- و خدا خود به ایمان آنها داناتر است- پس اگر آنها را مؤمن تشخیص دادید آنها را به سوی کفار ( شوهران کافرشان ) بازمگردانید ، نه اینان بر آنها حلالند و نه آنها بر اینان حلالند و آنچه ( شوهرانشان از مهر ) هزینه نموده اند به آنها بازپردازید ، و بر شما گناهی نیست که آنها را به همسری درآورید در صورتی که اجرت هایشان ( مهرهایشان ) را بپردازید ، و نیز به عقود و پیوندهای زنان کافر ( تان که به کفار پیوسته اند ) تمسک مجویید ( آن عقدها باطل شده ) و از آنها آنچه هزینه ( مهر ) کرده اید بطلبید ، و آنها هم از شما آنچه هزینه کرده اند بطلبند. این حکم خداوند است که در میان شما حکم می کند ، و خدا دانا و حکیم است. 


ناسخ : سوره برائت


آیات صفح


منسوخ : سوره جاثیه آیه 14


قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما کانُوا يَکْسِبُونَ 


به کسانی که ایمان آورده اند بگو تا از کسانی که ایمان و امید به روزهای خدا ( مانند روزهای شکست و مرگ ، برزخ و قیامت ) ندارند درگذرند ( و تا تحقق حکومت الهی متعرض آنها نشوند ) تا ( خداوند ، خود ) گروهی را ( که معارضه می کنند ) در برابر دستاوردشان کیفر دهد. 


سوره بقره آیه 109


وَدَّ کَثيرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ يَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إيمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ 


بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حقانیت ( اسلام ) بر آنها روشن شد به خاطر حسد برخاسته از وجودشان ، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. پس ( فعلا از ستیز با آنها ) درگذرید و توبیخ نکنید تا خداوند فرمان خود را صادر نماید ، که خدا بر همه چیز تواناست. 


ناسخ : آیات مشمومل بر دستور مقابله و قتال


در اینجا به بیان دو نمونه از آیات منسوخه می پردازیم :


آیه نجوی


مردم در زمان پیامبر صلوة الله علیه و آله ، گاه و بیگاه مزاحم اوقات پیامبر صلوة الله علیه و آله می شدند و بیشتر مسائلی را با او در میان می گذاشتند که یا در شأن پیامبر صلوة الله علیه و آله نبود و یا بسیار ناچیز و گاهی بیهوده بود . از این رو برای اینکه سوالها محدود شود ، دستور آمد تا برای طرح هر سوال باید ابتدا مقداری صدقه داده شود :


سوره مجادله آیه 12 :


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ 


ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که ( خواستید ) با فرستاده خدا گفتگوی خصوصی کنید جلوتر از گفتگوی خود صدقه بدهید ، این برای شما بهتر و پاکیزه تر است ، و اگر ( مالی برای صدقه ) نیافتید ( بدانید که ) خدا آمرزنده مهربان است. 


 

با این دستور مردم به طور کلی از پرسش خودداری کردند و تنها مولا امیر مومنان علیه السلام دیناری را به ده درهم فروخت و آن را صرف مسائل ضروری در پیشگاه پیامبر صلوة الله علیه و آله نمود تا آنکه این دستور با آیه 13 سوره مجادله :


أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْکُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ 


آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی خصوصی خود صدقاتی بدهید؟ پس حال که انجام ندادید و خدا هم از شما درگذشت ، نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و فرستاده او اطاعت نمایید ، و خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.

 


 

نسخ شد . روشن است که در این آیه نسخ محتوا صورت گرفته است ؛ زیرا حکم قبلی ( دادن صدقه برای هر سوال ) به طور کلی از بین رفته و حکم جدید جایگزین آن شده است .

آیات صفح ( گذشت )

مسلمانان صدر اسلام دستور یافتند تا در مقابل آزار مشرکان مکه خویشتن داری کنند و صبر و بردباری از خودنشان دهند ؛ زیرا آنان در مکه و در موضع ضعف قرار داشتند و در صورت مقابله ی به مثل ، امکان نابودی آنان بود ، لذا در سوره جاثیه آیه 14 – که شست و پنجمین سوره ی مکی است – آمده است :


قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما کانُوا يَکْسِبُونَ 


به کسانی که ایمان آورده اند بگو تا از کسانی که ایمان و امید به روزهای خدا ( مانند روزهای شکست و مرگ ، برزخ و قیامت ) ندارند درگذرند ( و تا تحقق حکومت الهی متعرض آنها نشوند ) تا ( خداوند ، خود ) گروهی را ( که معارضه می کنند ) در برابر دستاوردشان کیفر دهد. 


امام موقعی که جامعه ی اسلامی شوکت و قدرت یافت ، اذن در قتال صادر شد :


سوره حج آیه 39


أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ 


به آنان که جنگ بر آنها تحمیل می شود رخصت جهاد و نبرد داده شد ، زیرا به آنها ستم شده ، و البته خداوند بر یاری آنها کاملا تواناست. 


سپس دستور مقابله آمد در سوره انفال آیه 65


يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ 





و نیز در سوره بقره آیه 194 :


الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَيْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ 


ماه حرام در مقابل ماه حرام است ( ماه های رجب ، ذو القعده ، ذو الحجّه و محرم محترم اند و نباید در آنها جنگید ، اما اگر کسی حرمت آن را شکست و شروع به جنگ کرد ، باید در همان ماه حرام با او جنگید ) و همه محترم ها ( مانند حرم ، مسجد الحرام ، جان و عرض مؤمن در مقابل هم اند و ) قصاص دارند ، پس هر که بر شما تعدّی کرد ( و احترامی را شکست ) شما هم به مانند آن بر او تعدّی کنید ، و از خدا پروا نمایید ( که از مرز مقابله به مثل تجاوز نکنید ) و بدانید که خدا با پرهیزکاران است. 


و همچنین در سوره توبه آیه 5 :






تمامی این آیات در سوره های مدنی است .

آیات صفح روشن ترین شاهد برای نسخ مشروط است ؛ بدین دلیل که آیات منسوخه ، مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی خویش است و چنانچه در رقعه ی مکانی یا برهه ی زمانی خاصی آن گونه شرایط پیش آید ، آیات صفح ، دوباره قوت یافته و حاکم خواهد شد .



منبع : علوم قرآنی(آیت الله معرفت)

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا