خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

آیا امروزه نیز باید در مسافرت نماز را شکسته خواند ؟بازگشت به مقالات عمومی
ثبت شده در تاریخ 23-آبان-1396 -- تعداد بازدید : 14 بار

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انواع نماز قصر ( شکسته )  :

 

1 - نماز خوف :

 

1340- وَ سَمِعْتُ شَيْخَنَا مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ‏ رُوِّيتُ أَنَّهُ سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ‏ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ‏ الَّذِينَ كَفَرُوا فَقَالَ هَذَا تَقْصِيرُ ثَانٍ‏ وَ هُوَ أَنْ‏ يَرُدَّ الرَّجُلُ رَكْعَتَيْنِ إِلَى رَكْعَةٍ.  (من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 465 )

 

ترجمه : از امام صادق علیه السلام در خصوص آیه شریفه 101 نساء ( و هنگامى که سفر کردید، اگر بیم آن دارید که کافران بر شما بتازند و شما را بیازارند، بر شما گناهى نیست که از رکعات نماز بکاهید ) پرسیده شد .

ایشان فرمودند این تقصیر دیگری است و آن بازگرداندن  دو رکعت به یک رکعت است .

 

توضیح : طبق این بیان شریف که مشابه  آن  در چندین کتاب روایی وجود دارد ،حکم بیان شده در آیه  با  حکم قصر در نماز به دلیل سفر فرق می کند .

به عبارت دیگر ثبوت حکم قصر در صلات دو علت دارد ، یکی خوف و دیگری سفر ، هر جا که ملاکات حکم خوف وجود داشت نماز قصر خواهد بود ولو در شهر خودت باشی بر خلاف حکم مسافر که داشتن نیت سفر و طی مسافتی مشخص شرط ثبوت حکم است .

 

2 - نماز مسافر :

 

آنچه در باب نماز مسافر در خصوص ملاک تقصیر در روایات مطرح شده است را می توان در سه قالب دسته بندی نمود :

 

2 .1 اول : بیان مسافت

 

        مقیاس های بیان شده :

 

                  1.1.2  برید : (هر برید چهار فرسخ )

                                      

                                    قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَدْنَى مَا يَقْصُرُ فِيهِ الْمُسَافِرُ فَقَالَ بَرِيدٌ. ( کافی  جلد 3 صفحه 421)

                                              ترجمه : به  امام صادق علیه السلام عرض کردم از کمترین حد قصر نماز ، فرمودند یک برید .

 

                  2.1.2  میل : ( هر سه میل یک فرسخ )

در روایتی از پیامبر اکرم صلوات الله علیه از سوی حضرت جبرئیل (ع)  (مَابَيْنَ ظِلِّ عَيْر إِلَى فَيْ‏ءِ وُعَيْرٍ )=( اثْنَيْ عَشَرَ مِيلًا)=( ثَلَاثَةَ آلَافٍ وَ خَمْسَمِائَةِ ذِرَاعٍ كُلُّ مِيلٍ)

                        

    توضیح :  در این روایت که در کتاب کافی جلد 3 صفحه 421 قرار دارد ضمن بیان توضیحاتی حد قصر صلات که توسط حضرت جبرئیل (ع ) برای پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله بیان شده است ابتدا ما بین دو کوه ( عَیر و  وُعیر ) بیان میشود و سپس این فاصله با مقدار 14 میل تفسیر شده و هر میل نیز به مقدار 3500 ذراع توضیح داده میشود .   

                                             

                 2.1.3  فرسخ : ( بنا بر نظرات مختلف متغیر از 5 کیلومتر تا 5.625 کیلومتر )

 

                                           أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: التَّقْصِيرُ فِي بَرِيدٍ وَ الْبَرِيدُ أَرْبَعَةُ فَرَاسِخَ.( کافی  جلد 3 صفحه 421)

                                 ترجمه : امام صادق علیه السلام فرمودند : حد تقصیر نماز یک برید است و هر برید 4 فرسخ می باشد.

 

 

2.2 دوم : بیان ویژگی های سفر

        

        2.2.1   کیفیت وسیله سفر :

 

 

1268- وَ سَمِعَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ يَحْيَى الْكَاهِلِيُّ يَقُولُ‏ فِي التَّقْصِيرِ فِي الصَّلَاةِ بَرِيدٌ فِي بَرِيدٍ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ مِيلًا ثُمَّ قَالَ كَانَ أَبِي ع يَقُولُ إِنَّ التَّقْصِيرَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى الْبَغْلَةِ السَّفْوَاءِوَ الدَّابَّةِ النَّاجِيَةِ وَ إِنَّمَا وُضِعَ عَلَى سَيْرِ الْقِطَارِ   (من لا يحضره الفقيه  ج‏1  باب الصلاة في السفر .....  ص : 434)

      ترجمه :  شنیدم که عبدالله بن یحی کاهلی حد تقصیر صلات را یک برید  و هر برید را 14 میل می دانست ، سپس گفت امام صادق علیه السلام پیوسته می فرمودند که تقصیر برای قاطر تیز رو یا حیوان سریع وضع نشده بلکه برای سیر کاروانهای شتر وضع شده است .

 

                                  

 

       2.2.2   زمان سفر :

                      

 

 إِنَّمَا وَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَاأَكْثَرَ لِأَنَّ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ مَسِيرَةُ يَوْمٍ  (من لا يحضره الفقيه  ج‏1   باب علة التقصير في السفر .....  ص : 454)

  ترجمه :همانا تقصیر  واجب گردید در 8 فرسخ نه بیشتر و نه کمتر از آن زیرا 8 فرسخ مسیری است که در یک روز طی میشود

                                  

 

 

 فَقُلْتُ لَهُ فِي كَمْ أَدْنَى مَا تُقْصَرُ فِيهِ الصَّلَاةُ قَالَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِبَيَاضِ يَوْمٍ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ بَيَاضَ يَوْمٍ يَخْتَلِفُ فَيَسِيرُ الرَّجُلُ خَمْسَةَ عَشَرَ فَرْسَخاً فِي يَوْمٍ وَ يَسِيرُ الْآخَرُ أَرْبَعَةَ فَرَاسِخَ وَ خَمْسَةَ فَرَاسِخَ فِي يَوْمٍ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ إِلَى ذَلِكَ يُنْظَرُ أَ مَا رَأَيْتَ سَيْرَ هَذِهِ الْأَمْيَالِ بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ مِيلًا تَكُونُ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ.     (تهذيب الأحكام  ج‏4   - باب حكم المسافر و المريض في الصيام .....  ص : 215)

 

 

          ترجمه : پس به گفتم کمترین حد تقصیر در صلات پیست ؟

          فرمود : سنت ، بر سفیدی یک روز جاریست ( مسیری در یک روز طی میشود )

          پس گفتم به او همانا این مدت زمان به لحاظ مسافت طی شده مختلف خواهد بود ، فردی 15 فرسخ حرکت می کند و دیگری        

          14 فرسخ .               

          پس فرمود : اینگونه که می اندیشی نیست ، آیا میلهایی که بین مکه و مدینه نصب شده را نمی بینی .

          سپس با دستان خود اشاره کرد به 14 میل که 8 فرسخ می شود .

 

 

 

3.2 سوم :  بیان علت ثبوت حکم

 

علتهای بیان شده در دو دسته بندی قرار دارند :

 

2.3.1  اول : هدیه ای  از سوی حق تعالی برای امت پیامبر اکرم صلوات الله علیه  و آله ، که برای  هیچ امت دیگری نبوده .

      

قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَهْدَى إِلَيَّ وَ إِلَى أُمَّتِي هَدِيَّةً لَمْ يُهْدِهَا إِلَى أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ تَكْرِمَةً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى لَنَا قَالُوا وَ مَا ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الْإِفْطَارُ فِي السَّفَرِ وَ التَّقْصِيرُ فِي الصَّلَاةِ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَدِيَّتَهُ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ كَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ يَصُومُونَ فِي السَّفَرِ وَ يُفْطِرُونَ.  (الجعفريات (الأشعثيات)  كتاب الصلاة)

ترجمه :پیامبر اکرم صلوات الله علیه آله فرمودند : همانا خداوند عزّ و جلّ هدیه ای به من و امتم داده است که به هیچ امتی نداده   که اکرامی است از سوی حق تعالی برای ما .

گفتند و آن هدیه چیست ؟

فرمود : افطار روزه و قصر نماز در سفر ، کسیکه این دو امر را انجام ندهد پس هدیه حق تعالی را به او باز گردانده است .

امام سجاد علیه السلام فرمودند : اصحاب پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله هروقت روزه بودند در سفر افطار می کردند .

 

2.3.2سدوم :   سختی ها و مشکلاتی که در سفر برای مکلف وجود دارد .

 

فَخَفَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكَ الزِّيَادَةَ لِمَوْضِعِ سَفَرِهِ وَ تَعَبِهِ وَ نَصَبِهِ وَ اشْتِغَالِهِ بِأَمْرِ نَفْسِهِ وَ ظَعْنِهِ وَ إِقَامَتِهِ لِئَلَّا يَشْتَغِلَ عَمَّا لَا بُدَّ لَهُ مِنْ مَعِيشَتِهِ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَيْه  (علل الشرائع  ج‏1  - باب علل الشرائع و أصول الإسلام .....  ص : 247)

 ترجمه :پس تخفیف داد حق تعالی آن زیادی را برای سفر او و دشواری و خستگی او و نیز مشغولیت او به امور خودش و کوچ کردن و حرکتش و نیز توقفش برای اینکه باعث نشود از آنچه که گریزی نیست برای او از امر معیشت دور گردد ، و این رحمت و عطوفتی  از سوی حق تعالی است .

 

 

نکته :

1 - در جایی که تنها فرد 4 فرسخ از منزل خود خارج شده و هشت فرسخ سفر او با مسیری که در بازگشت طی میکند کامل می گردد ، نیز حکم پا برجا است و در روایات به این مطلب تاکید شده است ، البته ملاک در سفرهایی که به لحاظ طولی غایت هشت فرسخ ندارند حرکت 4 فرسخ در ابتدا است .

 در حقیقت باید گفت ملاک قصر در صلات ، چهار فرسخی است که نیت ادامه مسیر در آن موجود باشد حال چه ادامه مسیر برگشت به منزل باشد یا به سمت غایتی غیر از مبدا .

در حقیقت شارع مقدس ملاک سختی و مشقت نوعی را کمی بیش از چهار فرسخ قرار داده است ، حال آن فرد قصد برگشت در همان روز را داشته باشد یا خیر ، همین مقدار که کمی بیش از چهار فرسخ حرکت کرده است به این معنا خواهد بود که کل مسیر او تا برگشت به مبدا خود بیش از 8 فرسخ خواهد شد و مشمول حکم است .

این نوع برخورد از سوی شارع ، با توجه به اینکه فرد می تواند پس از توقف در کمی بیش از 4 فرسخ یک روز استراحت کند و بعد باز گردد ، علیت نوع اول ( رحمت الهی ) را کاملا آشکار می نماید ، زیرا در زمان شارع نیز این میزان راه ، سختی خیلی شدیدی برای افراد در بر نداشته است .

 

2 - در هر عنوان تنها یک روایت به عنوان مثال آورده شده است که بجز روایتی که زمان را ،  ملاک قصر در صلات بیان می فرماید ( بیاض یوم ، مسیرة یوم ) الباقی روایات مشابه زیادی در مجامع روایی دارند که از باب اختصار تنها به بیان یک مثال اکتفا شده است .

 

 

بیان  برخی علل  رفع حکم  قصر در سفر :

 

1 - قصد مکلف معصیت باشد یا اینکه ، لازمه سفر معصیت باشد

    توضیح : با توجه به علت اول در ثبوت حکم شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که اعطای هدیه با معصیت معطی جمع نمی شود ، لذا حکم برداشته می شود .

 

2 -  افرادی که دارای شغلهایی هستند که لازمه آنها سفر است ، مانند ملاح ، فلاح ، مکاری

  

             توضیح : شاید بتوان اینگونه گفت که با توجه به علت قسم دوم  مکلفینی که تحت عناوین فوق قرار می گیرند به دلیل عادتی که به سفر دارند دیگر آنچه به عنوان مقتضی حکم بیان شده است مانند سختی ، مشقت سفر و .. در آنها وجود ندارد ، زیرا اینگونه افراد ، راه را بخوبی می شناسند و نسبت به نوع مردم دچار خستگی و مشقت کمتری میشوند  ، البته در همین قسم از مکلفین هم ممکن است افرادی باشند که به دلیل ویژگی های فردی دچار خستگی و مشقت بشوند و یا اینکه در برخی سفرها به دلیل حوادث طبیعی و از پیش تعیین نشده دچار مشقت فراوانی شوند .  اما از آنجایی که شارع مقدس نوع غالبی سفرها و افراد را در نظر میگیرد لذا ناقض حکم برای فرد خاص نخواهد بود .

 

3 - توقف ده روز و بیشتر در یک محل

 

    توضیح : با توجه به علت قسم دوم شاید بتوان گفت وقتی فردی قصد ماندن در جایی در 10 روز و بیشتر را دارد مقتضی حکم در او وجود نخواهد داشت ، زیرا معمول افراد در جایی نیت توقف می کنند که اسباب آسایش برای آنها فراهم باشد و یا اینکه به دلیل استقرار در آن محل دیگر رنج و سختی راه برای آنها نخواهد بود .

 

       

 

بررسی  :

 

در خصوص اینکه آیا بیان مسافت 4 فرسخ به عنوان اصل ملاک حکم است یا تطبیق آن و به عبارت دیگر آیا ملاک مشخص 4 فرسخ است و یا مسیری که در  یک روز طی میشود مباحثی مطرح خواهد بود .

اگر ملاک ثبوت حکم را خود مسافت به صورت مطلق بدانیم ( 4 فرسخ ) در هیچ عصری این ملاک مجهول نبوده است ،  تا جایی که چهار فرسخ حتی به ریز ترین جزء یعنی دانه های ( جو)  نیز تقسیم شده است ، و در روایت (کافی شریف جلد 3 صفحه 421 ) بیان شده است که در زمان بنی امیه و بنی عباس علم هایی برای مشخص کردن حدود شرعی در اطراف شهر ها نصب شده بوده است ، پس فرض اینکه بگوییم خود چهار فرسخ برای مردم آن زمان مجهول بوده بی معنی است و به طریق اولی مجهول بودن این مسافت ولو فی الجمله در عصر ما هم محال است .

 

اگر ملاک حکم را ( مسیرة یوم یا بیاض یوم  )بدانیم ، امکان اختلاف در آن وجود دارد ، زیرا کیفیت خود مسیر ویا  نوع وسیله  سفر می توانند  در میزان مسافت طی شده مغایرت ایجاد نمایند ، لذا در روایات شاهد هستیم که افراد در این خصوص از معصومین علیهم السلام سوال می کنند و معصومین آنها را به ملاکی که برای همه مشخص است هدایت می نمایند ، حتی برای اینکه افراد دچار گمراهی نشوند و به خطا نروند در برخی روایات حضرات معصومین علیهم السلام ابتدا نوع وسیله سفر  را مشخص نموده  و به صراحت بیان می کنند که وسیله نباید حیوان تند رو باشد زیرا در چنین فرضی در مدت یک روز بیش از  8 فرسخ طی خواهد شد .

 

حال با توجه به ظاهر روایات نمی توان گفت که ملاک اصلی ( مسیرة یوم)  بوده و 8 فرسخ از باب مصداق آن و چون در آن زمان مصداق و ملاک هر دو یکی بوده اختلافی نبوده است اما به مرور که میان ملاک و مصداق اختلاف ایجاد شده است (قابلیت طی مسافتی چندین برابر 8 فرسخ در یک روز با توجه به امکانات روز )  ، باید مصداق نسبت به شرایط موجود  اصلاح شود  .

 

دلایلی که موید  رد چنین نظریه ای است :

 

اولا : با توجه به متن روایات شاهد هستیم که در همان زمان هم در طول مدت یک روز امکان طی کردن مسیری بیش از 8 فرسخ وجود داشته است ، اما معصومین علیهم السلام به صراحت بیان می کنند که  میزان ،  مسافت طی شده است .

 

دوما : در روایات کثیری بیان شده است که کمی بیش از 4 فرسخ نیز باعث قصر نماز است ولو آنکه فرد یک روز استراحت کند و به سوی منزل خود باز گردد ، به طور قطع در زمان شارع با توجه به وجود اسبهای راه وار و مانند آن مسافت  4 فرسخ ، در  کمتر از یک روز طی می شده است لذا اگر ملاک فقط مدت زمان طی مسافت باشد ، باید در جایی از روایات دیده می شد که بفرمایند اگر نصف روز هم حرکت کردید نماز شما شکسته است در حالیکه هیچ روایتی در این خصوص وارد نشده است .

 

سوما : در زمانیکه شارع می فرماید اگر کمی بیش از چهار فرسخ طی شد با توجه به مسیر بازگشت که مجموع از  هشت فرسخ بیشتر خواهد بود ، ولو با فرض یک روز استراحت نماز باید قصر خوانده شود ، به وضوح عدم انحصار علت در  طی کردن مسیر مشخص در یک روز نمایان خواهد بود .

 زیرا اولا مدت مورد نظر سپری نشده ، ثانیا مسیر مورد نظر نیز طی نشده است ، لذا باید به این نتیجه رسید که غیر از طی شدن مسافتی خاص ملاک دیگری نیز وجود دارد .

همانگونه که در روایات بیان شده است ، حق تعالی از روی رحمت و برای در نظر گرفتن مشقت و خستگی سفر حکم به قصر نماز نموده است لذا در جایی که مقتصی دیگر وجود ندارد ( طی 8 فرسخ ) باز هم حکم به قصر صلات شده است .

 

چهارم : در روایات زیادی مشاهده می کنیم که افراد از معصوم علیه السلام فقط فاصله ها را استعلام می کنند نه زمان مسافرت با وسیله ای خاص را ، به طور مثال سائل می پرسد من کاری دارم که در فاصله  فلان مقدار فرسخ از محل زندگی من است و هر روز باید این مسیر را طی کنم ، تکلیف من چیست ؟

این قسم از روایات کم نیستند و در هیچکدام از آنها اولا سوال نشده است که چه مدتی از روز با مثلا شتر یا اسب مسیر طی شده است و تکلیف چیست ، مکلف به طور قطع می داند که ملاک مسافت است ، در هر زمانی و با هر وسیله ای لذا از خود مسافت سوال می کند ، بدیهی است که در آن زمان هم وسایل تندرو وجود داشته که در یک روز خیلی بیش از یک فرسخ را می پیموده است . ثانیا در پاسخ هیچ کدام از آنها امام علیه السلام  از زمان مسافرت و نوع وسیله سفر صحبتی نفرموده اند  و تنها از خود مسافت به نحو مطلق ، یعنی در هر مدت زمان و با هروسیله ای سخن گفته شده ، اگر زمان سفر و نیز نوع وسیله علیت داشت ، حتما از سوی معصوم علیه السلام مورد سوال واقع میشد و یا اینکه تنبهی به آن در پاسخ وجود داشت.

 

 

 

خلاصه :

 

1 - در زمان شارع و نیز عصر ما مسافت 4 فرسخ مجهول نبوده تا نیازی به تبیین داشته باشد .

2 - طی مسافت مشخص ملاک منحصر نیست ، بلکه سختی های مسافرت برای نوع مردم و نیز رحمت خاص الهی برای مکلفین به همراه میزان خاصی از سفر ملاک حکم است .

3 - آنچه مجهول و مورد شبهه بوده است ، ملاک زمانی ( بیاض یوم ، مسیر یوم ) است ، لذا در روایات این دو ملاک با آنچه برای مردم وضوح داشته است ، توضیح داده شده است .

4 - در زمان شارع نیز برای کثیری از مردم امکان طی کردن مسیر های طولانی تر  از 8 فرسخ در طول یک روز میسربوده است و به صراحت آنرا نفی کرده اند .

 

نتیجه :

 

در روایات شاهد هستیم که طی مسافت مشخص علت تامه نیست زیرا با فقدان آن نیز حکم به قصر شده است :

1 - فردی که نیت سفر 8 فرسخی دارد ، در ابتدای مسیر بعد از طی کردن حد ترخص نمازش شکسته است .

2 - فردی که تنها کمی بیش از 4 فرسخ طی مسیر می کند .

 

و نیز شاهد هستیم که سختی و مشقت سفر نیز علت  تامه نیست :

1 - فردی که نیت سفر 8 فرسخی دارد ، در ابتدای مسیر بعد از طی کردن حد ترخص نمازش شکسته است .

2 - فردی که تنها کمی بیش از 4 فرسخ طی می کند ولو آنکه یک شب استراحت کند .

 

از سوی دیگر شاهد هستیم که حتی طی کردن بیش از 8 فرسخ نیز بدون قصد سفر و با قیدهایی خاص نمی تواند باعث ثبوت حکم شود .

 

 

حال یا این دودلیل علت منحصر هستند ، یعنی تنها یکی از دو دلیل علت در ثبوت حکم است ونه دیگری  .

و یا اینکه هر کدام از دو دلیل علت تامه هستند ، یعنی با وجود هر کدام به تنهایی حکم ثابت خواهد بود ولو دیگری نباشد .

 

و فرض سوم اینکه هیچ کدام دلیل تامه نیستند بلکه فقط به مقتضای رحمت الهی حکم برای مسافر با قیود خود ثابت است و علل بیان شده از باب تبیین مطلب و جزء عله هستند .


با توجه به اینکه از همان ابتدا و پس از پیمودن حد ترخص ، در فرضی که مکلف نیت پیمودن 8 فرسخ را دارد حکم قصر ثابت می گردد  ، و این  در حالی است که نه طی مسافت مورد نظر محقق شده و نه مشقت نوعی وجود دارد و نه زمان مورد نظر سپری شده است ، بلکه همگی  شأنیت وقوع را دارند ،  پس باید نتیجه گرفت ،  حق تعالی از روی رحمت واسعه خود  حکم به قصر صلات  فرموده است .

 

در چنین شرایطی نمی توان گفت که با گذشت زمان مقیاسها متفاوت می گردد ، طی کردن حد ترخص که حدود یک میل است برای نوع افراد بشر حتی در زمان شارع  کار ساده ای   بوده.

و در جایی که حکم نوعا از باب رحمت و منت گذاری بر مکلفین است نمی توان آنرا با ملاکات مختلف سنجید و تغییر آنرا نتیجه گیری کرد ، مخصوصا در فرضی که علل بیان شده ، نه علت منحصره هستند و نه حتی علت تامه در تحقق معلول .

 

پس طبق بیان روایات ، از زمانی که فرد قصد مسافرت می کند از انتهای دیوارهای شهر خود با شرایطی که در جای خود بیان شده است ( اختفاء دیوار ، نشنیدن اذان  ) باید نماز را شکسته بخواند  ، حتی اگر غایت مسیر او 8 فرسخ به صورت طولی نیست ، بلکه مجموع رفت و برگشت او 8 فرسخ میشود .

 

 

یادآوری سه نکته :

 

اول : نباید فراموش کنیم که در عصر غیبت زندگی می کنیم ، و باید شرایط  و لوازم این عصر را همواره در نظر خود داشته باشیم .

همه ما می دانیم که موجود فاقد  اثر در عالم وجود ندارد ، زیرا خلاف حکمت است و از حکیم امر باطل صادر نمی شود  ،هر وجودی  یا دارای مفسده است و یا مصلحت و هم چنین به یقین می دانیم که با وجود تمامی پیشرفت بشر،  هنوز مفاسد و مصالح واقعی اشیاء را نمی شناسیم ، مخصوصا که غایت ما زندگی ابدی ،  در سرای آخرت است نه حیات موقت دنیا  .  در این بین ،بشر هر میزان  که در علم پیشرفت نماید نهایتا در خصوص علوم مادی و آنچیزی خواهد بود  که تا کنون دیده است و هرگز نمی تواند در خصوص علوم روحانی و حتی مادیاتی که ندیده است اظهار نظر نماید . همانگونه که با وجود پیشرفت چشم گیر علوم فضایی ،  از نظر دانشمندان این رشته قسمت اعظم جهان را ماده تاریک فراگرفته است ، علت نام گذاری این ماده  ، جهل آنها نسبت به حقیقت آن است ، یعنی قسمت اعظم عالم با وجود این همه اکتشافات هنوز ناشناخته است .

لذا بشر عصر غیبت ، یعنی کسی که به صورت اتفاقی به مصالح می رسد و یا ناخواسته دچار مفاسد می گردد و این وضعیت تا ظهور امام زمان (عج ) ادامه خواهد داشت ، بشری که نسبت به فرستادگان الهی طغیان نمود و هادیان الهی را به سخره گرفت و یا آنها را مقتول نمود ، باید دچار چنین عذابی بشود ، و از همه سخت تر اینکه غالب افراد در روزمرگی فرو رفته واصلا توجهی ندارند که برای غایتی خلق شده اند  و برای رسیدن به این غایت عقل بشری کافی نیست و باید برای ظهور آن منجی تلاش کرد .

 

دوم : فراموش نکنیم که ما احکام خود را باید از طریق معصومین علیهم السلام دریافت کنیم ، زیرا منبعی جز آن وجود ندارد .

 همانگونه که با توجه به اجمال امر به نماز در قرآن ،  کیفیت اصل نماز را از روایات بدست آورده ایم ، احکام مربوط به آن نیز باید از خود روایات بدست آید .

 

سوم : بدانیم که نماز و دیگر فرائض دینی ، عبادتهایی هستند که برای اثبات بندگی واجب شده اند ، غرض اصلی هر عبادتی اقرار به  بندگی در برابر مولای حقیقی است .

ابراز بندگی فقط با تسلیم سازگاری دارد ، نباید بندگی خداوند سبحان را با امور روز مره مقایسه نمود که وارد شدن در دام شیطان است .

حق تعالی نیازی به عبادت ما ندارد تا بگوییم ، نماز کامل بهتر از نماز شکسته است ، میزان اصل بندگی و تسلیم در برابر مولاست ، پس باید آنگونه که او طلب کرده عبادت شود نه آنگونه که ما می خواهیم ، که اگر چنین کردیم پیروی از سیره شیطان نموده ایم که به حق تعالی گفت من به جای سجده آدم علیه السلام تو را سجده می کنم .

 

و من الله توفیق

 

 

 

 

 

 

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا