خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَريمِبازگشت به مقالات عمومی
ثبت شده در تاریخ 29-اسفند-1392 -- تعداد بازدید : 1708 بار

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَريمِ  6   الَّذي خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ    7  في‏ أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ 




 8) و در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود. 



آیا تا به حال فرصتی برای شما پیش آمده ، تا اندکی در خصوص احوال خودتان فکر کنید .

فکر کنم برایتان جالب خواهد بود اگر به مواردی که می گویم ، مقداری فکر کرده و آنها را مورد آزمایش قرار دهید .

در حالیکه راه می روید یا نشسته اید  و یا هر کار دیگری انجام می دهید ، کلماتی را انتخاب کرده و با صدای آرام و یا در دلتان ، آنها را تکرار کنید .

چند کلمه مشخص را انتخاب نمایید ، و مرتب انها را تکرار کنید ، مثلا ذکر صلوة و هر کلمه ی دیگری ، خوب حالا در حالیکه مشغول تکرار کردن این کلمات هستید ، و فعالیت قبلی خود را نیز انجام می دهید ، به این مطلب فکر کنید که :


 چه کسی مشغولِ بیان این کلمات در درون شما می باشد ؟


چه کسی این کلامات را که توسط شما بیان می شود می شنود ؟


چه کسی این شنیده را تحلیل می کند ؟


اگر کمی دقت کنید در خواهید یافت که شما در زمانی که این سوالات را از خود می پرسید ، با خود تکلم می کنید ، و البته بازهم زبان شما در حال گفتنِ  کلمات قبلی میباشد .

خوب این بار ، کسی که در حال فکر کردن می باشد کیست ؟  آیا آن کسی که فکر می کند با کسی که در حال تکلم است و با کسی که در حال شنیدن می باشد ، متفاوت است ؟

این احوالات در زمانی خواهد بود  ، که ممکن است شما مثلا  در حال  ،  رانندگی باشید  ، خوب در این صورت ، چه کسی مشغول رانندگی بوده و چه کسی فعالیتهای مربوط به رانندگی را کنترل و انجام می داده  است ؛ دیدن تصاویر و تحلیل آنها ، کنترل سرعت خودرو و حفظ فاصله از خودرو های دیگر و دیگر امور مربوط به رانندگی .


با کمی دقت ، در خواهید یافت که تازه خود شما ، که مشغول این آزمایش هستید ، شاید هیچ کدام از این افراد مشغول به فعالیتهای نام برده نباشید ، چراکه شما در حال بازرسی و بررسی این فعالیتها هستید بدون آنکه به هیچ کدام فکر کنید ، و البته بدون آنکه آن فعالیتها متوقف شود .


حال قسمتی دیگر از وجود خود را بررسی کنیم .


هر کدام از ما برای انجام هر فعلی ، نیاز به آن داریم تا از مراحل انجام آن آگاهی کامل داشته باشیم ، و این یکی از بدیهیات است ، چرا که شما ممکن نیست کاری را که اصلا اطلاعاتی از آن ندارید و  روش انجام و سرانجام آن را نمی دانید ، انجام دهید .


به طور مثال شما برای پخت یک غذا ، حتی اگر نام آن غذا را بدانید ، ولی اجزا و مراحل پخت آن را دقیقا ندایند ، بی شک نمی توانید با انجام امور حدسی در آشپزخانه به آن غذا دست پیدا کنید ، این اصل در تمامی فعالیتهای زندگی از ریز تا درشت حاکم است ، حتی در ساده ترین امور ، مانند غذا خوردن ؛ یک کودک بدون آموزش توسط پدر و مادر خود ، هرگز روش صحیح غذا خوردن را نخواهد آموخت ، مگر به غریضه ، هر چه یافت را در دهان خود جای دهد ، که در این صورت حتما روش صحیح خوردن خیلی از خوراکیها را نخواهد دانست ، مگر به تجربه و تحصیل آن روشها .


حال به فعالیتهای بدن خود فکر کنید ، اگر فعالیتهای بدنی خود را به دو دسته تقسیم کنیم ، فعالیتهایی که درون بدن صورت می گیرد و فعالیتهایی که توسط اعضای بیرونی بدن صورت می گیرد ، در می یابیم ، که فعالیتهای درونی کاملا غیر ارادی بوده و فعالیتهای بیروی با اراده ما انجام می گیرد.


 

حال اگر به فعالیتهای بیرونی اعضای بدن خود دقت کنید ، به طور مثال شما می خواهید ، از حالت ایستاده به نشسته تغییر حالت دهید ، آیا شما می دانید که کدام عضلات بدن در این امر دخالت دارند ؟


آیا شما شما میدانید ، مفاصل و استخوانها باید دقیقا چه اقداماتی انجام دهند ؟


آیا شما میدانید ، فرمان نشستن را باید به کدام بخشِ مغز مخابره کنید ؟


آیا میدانید ، این پیغام به چه شکل ایجاد و به چه شکل مخابره می گردد ؟


آیا شما میدانید که مغز چگونه این فرمان را به اندام می رساند و در نهایت این امور را چگونه کنترل می کند ؟


نکته جالب توجه این است ، که اگر شما یک پزشک و یا یک متخصص در زمینه ی ساختمان بدن هم باشید ، و به لحاظ علمی ، کاملا با این فرایندها و فرامین آگاهی داشته باشید ، با فردی که هیچ اطلاعی از این امور ندارد ، تفاوتی ندارید ، چرا که در زمانی که شما هیچ اطلاعی از این امور نداشتید این امور به خوبی انجام می شد ، و اکنون که شما از این فعالیتها اطلاعات بیشتری دارید نیز ، تاثیری بر روی آنها ندارید ، تنها آنها را شناخته اید .


به راستی فعالیتهای بیشمار درون بدن ما که کاملا غیر ارادی هستند ، و فعالیتهای به ظاهر ارادی بدن ما را چی کسی و چگونه کنترل می کند .


قسمت جالب توجه دیگری از بدن ما که جدا قابل تامل و بررسی است ، مغز می باشد .


 

تا به حال در زمان تحصیل و یا بعد از آن اقدام به حفظ کردن مطلبی نموده اید ، مثلا یک شماره تلفن و یا یک شعر که مورد علاقه ی شما بوده و یا حفظ چند سوره از قرآن .


در زمانی که شما مشغول حفظ هستید ، به راستی اطلاعاتی را که برای مغز ارسال می کنید ، کجا ذخیره می گردد ، آیا اصلا شما نقشی در طبقه بندی اطلاعات خود دارید ، مثلا می توانید به مغز فرمان دهید ، تا این نام را در اول مخزن اطلاعات قرار بده و دیگری را در وسط .


و از همه جالب تر ، حتما برای همه ما این اتفاق رخ داده است ، که یکی از اطلاعاتی را ، که قبلا در ذهن ذخیره کرده ایم و بارها از آن استفاده نموده ایم ، درست در زمانی که به آن نیاز داریم ، فراموش کرده ایم و هر چه به حافظه ی خود فشار آورده ایم ، نتواسته ایم آنرا بازیابی کنیم .


براستی آیا به طور کلی آن اطلاعات به خصوص از ذهن ما پاک شده است ، یا آنکه ساعتی بعد دوباره قابل دسترسی می باشد ، اصلا آیا ما در استفاده از اطلاعات خود اختیار کامل داریم ؟


در مثال فوق که مسئله یادآوری اطلاعات بود ، متوجه شدیم که اختیاری در کار نیست ، البته هم هست و هم نیست ؟!


اما نوعی دیگر به این موضوع نگاه کینم ، حادثه ی بدی در زندگی ما رخ می دهد ، و این حادثه و تمامی مسائلش ذهن ما را به خود مشغول کرده است ، آیا ما می توانیم با انتخاب کردنِ اطلاعات مورد نظر در حافظه و زدن دکمه دلیت ، تمامی اطلاعات ناخوشایندِ مورد نظر را پاک کنیم ؟؟؟


و بخشی دیگر از وجود ما ، چه کسی درون من فکر می کند وحرف می زند ؟


برای همه ما رخ داده است که در حالیکه مشغول فکر کردن با اراده ی خودمان هستیم ، صدای دیگری از جنس صدای درون خودمان با ما هم کلام میشود و به ما پیشنهادهایی می دهد ، این مطلب که بیان شد ، توّهم نیست ، این مطلب یک واقعیت است ، اگر در این امر شک دارید می توانید آنرا به سادگی آزمایش کنید .


مثلا در حال نماز و یا در حال گوش دادن به اخبار و حرف فردی که مشغول سخنرانی است و یا در حال گوش دادن به حرفهای دوستتان ، خوب دقت کنید ، شما هم در حال حرف زدن هستید ، آیا این حرف زدن در وجود شما و تجزیه و تحلیل کردن ارادی است ، و با اراده ی اولیه از سوی شما صورت گرفته و یا خیر ؟


هر کدام از ما مواردی را در زندگی تجربه کرده ایم ، که نطق درونی ما چیزی را به ما یادآوری کرده ، که اصلا ما به آن فکر هم نمی کردیم و اصلا هیچ علمی نسبت به آن در لحظه ی حال نداشتیم .


و نکته جالب اینکه ، اگر شما تصمیم به توقف این افکار داشته باشید ، نخواهید توانست ، آنها را متوقف کنید ، چون به صورت مستقیم از شما فرمان نمی گیرند ، و به صورت مختصر باید گفت شما به صورت غیر مستقیم و غیر ارادی روی این افکار تاثیر دارید ، چه در خصوص شروع به فعالیت آنها و چه در خصوص توقف آنها .


البته موارد دیگری نیز در خصوص انسان و جود دارد ، که موجب طولانی شدن مطلب می گردد ، هر چند که جالب و مهم هستند ، و بیان همین چند مورد برای نتیجه گیری کفیات می کند .


با کمی دقت در موارد نیان شده بالا ، به راستی انسانی که ، خودش نمی داند ، دقیقا کدام بخش وجودش در حقیقت خودش است ، و یا انسانی که به هیچ وجه نمی تواند ، حتی تکان دادن انگشت خود را به صورت کاملا ارادی انجام دهد .


و یا حتی مالک حافظه ی خود نیست ، و نمی تواند چیزی را که به آن سپرده در موقع لزوم از آن بازپس گیرد و یا چیزی را به اختیار خود از آن حذف نماید ، چگونه احساس امنیت می کند ؟


به راستی انسانی که در تمامی امور خود ، از کوچکترین فعالیتِ خویش در طول شبانه روز تا امور مهمی که خارج از حیطه ی اختیار وی است ، مانند میزان جاذبه زمین و تاثیر آن بر ما ، هیچ گونه اختیاری ندارد ، و محتاج محض به خالق ، ناظم و نگهدارنده آن میباشد ، چگونه احساس مالکیت در جهان را دارد .



چگونه ، جرأت می کند تا عصیانِ خالق خویش را نماید ، چگونه می تواند ، این خالقی را که حتی لحظه ای از او غافل نیست ، فراموش کند  .


فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ5 خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ   6يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ   7إِنَّهُ عَلى‏ رَجْعِهِ لَقادِرٌ 



5 ) پس انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده؟

8) بی تردید که آن ( خدای آفریننده ) بر بازگرداندن او ( به زندگی پس از مرگ ) تواناست.


به راستی ، اندکی اراده و اختیار که به انسان داده شده است ، در مقابل این همه جبر و اجبار ، این همه فراموشی و غفلت ، ایجاد می نماید .


کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغی  6 أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى


چنین نیست ( که شما می پندارید ) به یقین انسان طغیان می کند ، 6) از اینکه خود را بی نیاز ببیند!


به راستی ، چون انسان مختار در انتخاب است ، آنهم بسیار محدود ، و آنهم بدون هیچ علمی ، یعنی حتی نمی داند و یقین ندارد که ، اصلا این تصمیم اورا به سعادت می رساند ویا بدبختی ، باید همه ی محدودیتها و حصر ها و کنترلها را از سوی خالق خویش فراموش کند .


وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ 


 

 

بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا