خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

چرا دوست داران اهل بیت گنه کار می شوند ؟بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 23-اسفند-1392 -- تعداد بازدید : 1951 بار


عبدالله بن کیسان از امام صادق علیه السلام پرسید :



قربانت ، من عبدالله بن کیسان چاکر شما هستم ، فرمود : نژاد تو را می شناسم ولی خود تو را نمی شناسم ( یعنی ضیعه بودنت را نمی دانم – از مجلسی ره ) گوید : به آن حضرت گفتم :

من در کوهستان زائیده شدم و در سرزمین فارس بزرگ شدم ، من در بازرگانی و جز آن با مردم آمیزش دارم ، با مردی در آمیزم و بینم که خوش رفتار و نیکو کردار است و خوش اخلاق و امانت دار است و او را وارسم و بفهمم با شما دشمن است ، و با مردی آمیزش کنم و از او بد رفتاری و بی پروایی در امانت و درندگی و کج خلقی ( فساد و بتهکاری خ ل ) بینم و او را وارسم و بفهمم که دوست شما است ، این چگونه می شود ؟


فرمودند : ای پسر کیسان ، به راستی خدا عزوجل از سرشت بهشت و سرشت دوزخ برگرفت و آنها را با هم در آمیخت و این دو از هم به خود برگرفتند ، تو در آنها هر چه امانت داری و خوش رفتاری و خوش روش بینی از آن است که با سرشت بهشتی سائیده اند و آنها برگردند بدانچه از آن آفریده شدند و آنچه در اینان بی پروایی در امانت و بد خلقی و درندگی و تباهی بینی از آن است که سرشت دوزخی به آنها سائیده و اثر کرده و آنها بر گردند بدانچه از آن آفریده شدند .


و نیز در جایی دیگر امام صادق علیه السلام فرمودند :


چون خداوند عزّوجل خواست آدم را بیافریند  ، جبرئیل را در نخستین ساعتِ روز جمعه فرستاد و با دستِ راست خود مشتی برگرفت که از آسمان هفتم تا آسمان دنیا را فرا داشت و از هر آسمانی تربتی در کف خود برداشت و مشتی دیگر بر گرفت که از هفتمین زمین بلند تا هفتمین زمین دورتر را در آن فراگرفت و خدا عزوجل دستور داد تا مشت نخست را با دست راستش نگهداشت و دیگر مشت را با دست چپش و آنچه در مشت داشت دو بار در شکافت و از آنچه از زمین بود درپاشید و از آنچه هم از آسمان بود در پاشید ، پس بدانچه در دست راست داشت گفت : از تو است رسولان و پیامبران و اوصیاء و صدیقان و مومنان و سعادتمندان و هر کس ارجمندش خواستم – و آنچه گفت بر ایشان چنانچه گفت بایست شد – و بدانچه در دست چپ داشت گفت : از توست جباران و مشرکان و کافران و سرکشان و هر که خواری و بدبختی او را خواهم – و بر ایشان آنچه را گفت چنانچه گفت بایست شد – سپس هر دو سرشت را در هم آمیخت و این است تفسیر قول خداوند عزوجل : آیه 95 سوره انعام :


إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى‏ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِکُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ 


ترجمه :


خداوند ، شکافنده دانه و هسته است زنده را از مرده خارج می سازد ، و مرده را از زنده بیرون می آورد این است خدای شما! پس چگونه از حقّ منحرف می شوید؟!

 

دانه سرشت مومن است که خدا دوستی خود را در آن افکنده و هسته سرشت کافر است که از هر خیری به دورند و آن را ((نوی)) تعبیر کرده برای آنکه از هر خیری به دورند و از آن دوری جویند و خداوند عزوجل فرمودند : (( بر آرد زنده را از مرده و بر آرد مرده را از زنده ))

زنده مومنی است که سرشتش از سرشت کافری بر آید ، و مرده ای که از زنده بر آید همان کافری است که از سرشت مومن در آید ، زنده مومن است و مرده کافر و این است تفسیر قول خداوند عزوجل در آیه 122 سوره انعام :

 

أَ وَ مَنْ کانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها کَذلِکَ زُيِّنَ لِلْکافِرينَ ما کانُوا يَعْمَلُونَ 


ترجمه :


آیا کسی که مرده بود ، سپس او را زنده کردیم ، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود ، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران ، اعمال ( زشتی ) که انجام می دادند ، تزیین شده ( و زیبا جلوه کرده ) است


چون کسی که در تاریکی ها است مرگش آمیزش سرشت اوست با سرشت کافر ، و زنده شدنش آنگاه است که خدای عزوجل به فرمان خود آنها را از هم جدا سازد ، همچنین خداوند عزوجل مومن را در هنگام زایش از آن تاریکی که در آن اندر است به روشنی بر آرد و کافر را از نوری که در آن اندر است به تاریکی برآرد و این است تفسیر قول خداوند عزوجل در آیه 70 سوره یس :

 


لِيُنْذِرَ مَنْ کانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکافِرينَ 


ترجمه :


 تا افرادی را که زنده اند بیم دهد ( و بر کافران اتمام حجّت شود ) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد!





 


منبع : اصول کافی جلد 4 صفحه : 22-23
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا