خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

سوره آل عمران آیه 102بازگشت به دانستنی های قرآنی
ثبت شده در تاریخ 28-آبان-1391 -- تعداد بازدید : 1991 بار
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
                                                                                                                                                                                                                                                        

ترجمه :

ای کسانی که ایمان آورده اید ، از خدا آن گونه که شایسته پروای اوست پروا کنید ، و هرگز نمیرید مگر در حالی که مسلمان باشید

تفسیر آیه (المیزان )
حق التقوى عبارت خواهد شد از پرستش خداى تعالى فقط بدون اینکه مخلوط باشد با پرستش هواى خویش، و یا غفلت از مقام ربوبى. و چنین پرستشى عبارت است از اطاعت بدون معصیت و شکر بدون کفران، و یا دائمى بدون فراموشى، و این حالت، همان اسلام حقیقى است البته درجه عالى از اسلام‏. بنا بر این، برگشت معناى جمله:« وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» همانند این است که فرموده باشد: این حالت را یعنى حق التقوى را هم چنان حفظ کنید تا مرگتان فرا رسد.و این معنا غیر از آن معنایى است که از آیه:« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»(التغابن/16) استفاده مى‏شود. براى اینکه این آیه به این معنا است که فرموده باشد: تقوا را در هیچیک از مقدرات خود رها نکنید. چیزى که هست این استطاعت و قدرت بر حسب اختلاف قواى اشخاص و فهم و همت آنان مختلف مى‏شود. پس آیه:« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»(التغابن/16) مى‏تواند شامل حال همه مراتب تقوا بشود. و هر کس مى‏تواند در خور قدرت و فهم خود این دستور را امتثال بکند.
توضیح : و اما در آیه مورد بحث به آن معنایى که ما برایش کردیم، حق التقوى چیزى نیست که همه افراد بتوانند آن را به دست آورند، زیرا حق التقوى بطورى که ملاحظه کردید، ریشه در باطن و ضمیر انسان دارد. و در این مسیر باطنى، مواقف و معاهدى بس دشوار و خطرهایى ناپیدا هست، که جز افراد دانشمند، پى به آن مواقف نمى‏برد. تا چه رسد به اینکه تقوا را در آن مراحل حفظ کند، و نیز در این مسیر باطنى دقائق و لطائفى است که جز مخلصون کسى متوجه آن نمى‏گردد. چه بسیار مرحله از مراحل تقوا هست که فهم عامى مردم آن را مقدور نفس انسانى نمى‏داند، و انسان را مستطیع و تواناى داشتن چنان مرحله ندانسته حکم قطعى مى‏کند به اینکه این مقدار از تقوا براى بشر مقدور نیست، ولى کسانى که اهل حق التقوایند، این مرحله را نه تنها مقدور مى‏دانند، بلکه پشت سر انداخته به مراحلى دشوارتر رسیده‏اند.بنا بر این آیه:« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»(التغابن/16) کلامى است که همه فهم‏هاى مختلف هر یک آن را به معنایى درک مى‏کند و صاحب هر مرحله از فهم و درک آن را با تقوایى که براى خود مقدور مى‏داند، تطبیق مى‏نماید. و ضمنا این کلام وسیله‏اى مى‏شود که شنونده از کلامى دیگر یعنى از آیه:« اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ...» بفهمد که منظور از آن این است که انسانها خود را در صراط به دست آوردن حق التقوى قرار بدهند و رسیدن به این مقام و استقرار در آن را هدف همت خویش سازند.
پس آیه سوره تغابن، وسیله‏اى است براى اینکه خطاب در آیه مورد بحث عمومى شود.
نظیر مساله اهتداء به صراط مستقیم، که در عین اینکه مقام بس بلندى است که به جز افرادى انگشت شمار به آن نمى‏رسند، مع ذلک خداى تعالى عموم بشر را به رساندن خویش به آن مقام دعوت فرموده است.
در نتیجه، از دو آیه فوق یعنى آیه:« اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ...» و آیه:« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ ...»(التغابن/16) چنین استفاده مى‏شود که نخست خداى تعالى همه مردم را دعوت به حق التقوى نموده و سپس دستور داده که در این مسیر قرار بگیرند. و براى رسیدن به این مقصد تلاش کنند، و هر کس هر قدر توانایى دارد صرف بکند.نتیجه این دو دعوت این مى‏شود که همه مردم در صراط تقوا قرار بگیرند. الا اینکه هر کس به یک مرحله آن برسد، و طبق فهم و همت خود و توفیقاتى که خداى تعالى به او افاضه مى‏کند، یک درجه آن را کسب کند، تا ببینى فهم هر کس و همتش و تایید و تسدید خدا در باره او چقدر باشد. پس این است آنچه که با تدبر در معناى دو آیه، از آن دو استفاده مى‏شود.
پس معلوم شد که این دو آیه اختلافى در مضمون ندارند. و در عین حال آیه اولى یعنى آیه:« اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» نمى‏خواهد عین آن مطلبى را خاطر نشان سازد که آیه دومى در مقام افاده آنست. آیه اولى دعوت به اصل مقصد دارد. و آیه دومى کیفیت پیمودن راه این مقصد را بیان مى‏کند.

 
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا