خدا یا در لحظه نبودنم غافل از من نبوده ای
و من در لحظه لحظه بودنم به یادت نبوده ام

آیا تصمیمات ما عاقلانه است ؟بازگشت به مقالات عمومی
ثبت شده در تاریخ 17-بهمن-1391 -- تعداد بازدید : 1146 بار

آیا  تا بحال به این موضوع فکر کرده اید ، که شاید ما افراد عاقلی نباشیم !  آیا اصلا ما انساناهای عاقلی هستیم ؟ آیا رفتار ، اعمال و گفتار ما اعقلانیست یا غیر عقلانی ؟؟

شاید در نگاه اول این سوالها ، برای همه ی ما خیلی ساده و بی معنا جلوه نماید ، چرا که هر انسانی با کمترین ضریب هوشی و کمترین استعداد ،  خود را دارای نعمت عقل می داند و تمامی رفتارها ، افکار و گفتار خود را بر مبنای عقل تنظیم می نماید . و هیچ انسانی در نگاه اول هرگز فعلی را بر خلاف عقل انجام نخواهد داد .

صاحبان خرد این تفکر غیر معقول را غیر قابل انکار میدانند ، هر چند  گاهی ، رفتارهایی از ما سر می زند ، که از دیدگاهِ  خردمندان غیر قابل قبول بوده و آن رفتار را غیر عقلی می خوانند ، چرا که تصمیمات ِعقل نسبی است و نوع دیدگاه و تصمیم سازیِ افراد بر مبنای دانسته ها و تجربه هایِ طولِ زندگی آنها متفاوت خواهد بود ، از این رو در بیشتر تصمیماتِ طولِ زندگی ، خواهیم دید که عدّه ای که دیدگاه های مشترکی با ما دارند ، تصمیمات ما را تایید کرده و عدّه ای نیز، تصمیماتِ ما را رد کرده و غیر عقلی می دانند .

نظراً این موضوع اهمیت زیادی ندارد ، چراکه تجربه هایِ افراد در طول زندگی ، متفاوت بوده و ابزار تفکرِ افراد نیز بر همین مبنا ، کاملا متفاوت است .  در نتیجه تصمیماتِ گرفته شده نیز، باید با هم متفاوت باشد و تفاوت در نوع تصمیم سازی دلیل بر بی عقلی ما نخواهد بود .
اما مسئله مهم و قابل تأمل در خصوص عاقل بودن یا نبودن افراد ،  زمانی رغم خواهد خورد که فرد بر خلافِ مصالح و منافع خودش و دیگران  تصمیم بگیرد ، و با تصمیمات خود باعث ایجاد ضررِ خود و دیگران شود ، اگر در رفتار های روز مره خود خوب بنگریم شاید دریابیم که ما هم فردی غیر عاقل هستیم . تعجب نکنید ، اگر تعریف فرد غیر عاقل این باشد که بر مبنای منافع خویش تصمیم نگیرد و با استفاده نکردن از عقل ، تصمیماتی را اخذ نماید که موجب صدمه زدنِ خود و دیگران گردد ،  هر کدام از ما اگر در زندگی خود اینگونه رفتار کنیم ،  حتما غیر عاقل هستیم و از نعمت خدا دادی عقل استفاده نکرده ایم .
حال به طور مثال  یکی از مسائلِ مهم زندگیِ شخصی و اجتماعی را که همگی ما از ابتدای زندگی تا لحظه مرگ با آن سروکار داریم بررسی می کنیم و با نگاهی مجدد به دلایل و استدلالهای رفتاری خویش در این خصوص  ،  خود را محک بزنیم و مشخص کنیم که آیا تصمیمات ما در این خصوص عقلانی و یا غیر عقلانی می باشد .

مسئله پوشش و نوع لباسِ هر یک از ما بدون شک یکی از مهمترین علامتهای شناسایی ما در جامعه می باشد و می تواند تاثیر مهمی در نوع تفکر و تصمیم سازی دیگران نسبت به ما  ایفا نماید .
همگی ما میدانیم که امروزه نوع لباس و حتی رنگ و جنس آن می تواند ، به سادگی ما را به گروه ها و یا طبقات مختلف اجتماعی منتصب نماید .
 به راستی آیا ما ، در این خصوص فکر کرده ایم ؟  اگر مثلا شلواری با برشهایی رویِ  برخی نقاط آن خریداری می کنیم ، با این کار خود را به کدام دسته مرتبط می کنیم ، اصلا می دانیم که این دسته چه باورهایی دارند و هدفشان چیست ، یا آنکه این موضوع  اهمیتی ندارد و نیازی نیست از عقل استفاده کنیم  . حتی اگر این رفتار ، به زیان ما باشد و موجب گردد تا در جامعه به گونه ای خاص به ما نگاه کنند و باوری غلط از ما در مردم شکل گیرد .
اما  نمی خواهم در خصوص گروها و مدها و همچنین نوع تفکر و باورشان بحث کنم ، شاید اینگونه بحث ، به ظاهر تخصصی بوده  و نیاز به نظرات کارشناسی و همچنین نیاز به علم در این زمینه  باشد  ، بیایید مسئله پوشش و نوع آنرا کاملا فطری بررسی کنیم .
همه ما انسان ها دارای فطرتی  واحد هستیم  و زبان فطرت ،  زبان مشترک تمامی انسانهای جهان می باشد . شاهد مثال در این موضوع اینکه همه روزه   شاهد برگزاری سمینارهایی در سراسر جهان هستیم که عده ای با رنگها ، زباها ، فرهنگها و ملیتهای مختلف دور هم جمع می شوند و بر سر یک موضوع واحد بحث می کنند و بی شک آن موضوعِ واحد ، بحث بر سر نحوه پاسخگویی به نیازی فطری ، مثلا امنیت ، غذا ، محیط زیست و .. می باشد که در میان تمام افراد جهان یکسان است .
همه ما می دانیم که انسان غرائزی دارد که نیازهای انسان را شکل داده و نوع زندگی او را تعیین می کند ، یکی از مهم ترین غرائز انسانی ، غریزه جنسی است .

مهم ترین راه تحریک غریزه جنسی در میان انسانها ، از راه چشم و دیدن جنسِ مخالف می باشد  ، با توجه به اینکه تقریبا انسانی وجود ندارد که این غریزه در او وجود نداشته باشد ، به مسئله پوشش باز میگردیم .
آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده ایم  ، که نوع پوشش ما ، چه پیامی را به منشا غریزه ی جنسی ِ دیگران صادر میکند ، آیا اصلا برای ما مهم بوده است ، که پوشش ما چه نوع نگاهی را در جامعه به سوی ما منعطف میکند ، یا آنکه انتخاب پوشش ما اصلا عقلانی نبوده و ما در تصمیم سازی خود نفع و ضرر خود و در این موردِ بخصوص حتی نفع و ضررِ دیگران را نیز در نظر نگرفته ایم .   
متاسفانه امروزه در جامعه ی ما پوشش هایی مرسوم شده است که شاید فقط برای زوجین ،  آنهم در هنگام تنهایی مناسب باشد ، اما  نه تنها این پوشش ها در تنهایی استفاده نمی شود بلکه در میان خانواده و جامعه یکسان استفاده می گردد ، فکر کنم باید کمی باز تر صحبت کنیم .
اگر خانم و یا آقایی اقدام به پوشیدن یک لباس بسیار نازک ویا لباسی تنگ  و بدن نما نماید ، آیا در ذهن خود تصور می کند که افراد غیر هم جنسی که او را مشاهده می کنند ، دارای میل جنسی نیستند ؟؟
آیا مگر میل جنسی با دیدن جنس مخالف تحریک نمی شود ، پس چگونه ما در برخوردهای خود از لباسهایی استفاده می کنیم که این تحریک را به حداکثر برسانیم ، آیا معنای کار خود را می دانیم ؟
آیا ما علاقه به این داریم که میل جنسی دیگران را نسبت به خود تحریک کنیم ؟
آیا نگاه های حرزه و حیوانی دیگران را نسبت به خود می پسندیم ؟
آیا به این فکر کرده ایم که جوانی مجرد با دیدن این صحنه ها باید چگونه به نیازهای جنسی خود پاسخ دهد ؟
آیا در محیطهای خانوادگی ، پوششهای راحت و عریان نشانه ی محبت اعضای فامیل به یکدیگر است و این محبت اصلا آلوده نخواهد بود ، آیا تصور ما این است که افراد فامیل در خود میل جنسی ندارند و آیا جداً بی حیایی آنقدر زیاد شده است که حرمت همسران فامیل هم نمی تواند موجب آن شود که ما از تحریک اعضای فامیل منصرف شویم ؟

آیا ما با نمایش زیبایی های خدادادی خود در محیط های خانوادگیِ فامیلی و دوستان ، موجب اذیت و آزار دوستان و یا بستگان هم جنس خود نخواهیم شد ، زمانی که نگاه همسران آنها را به سمت خود جلب می کنیم ؟ و آیا نگاه همسر خود به دیگر همجنسان خود را در یک میهمانی می پسندیم ؟
و از همه عجیب تر ، خانمها و آقایانی که ازدواج کرده اند چگونه به راحتی در اقدامی عجیب ، عزیز ترین کس خود را با دیگران به اشتراک می گذارند تا دیگران هم مانند او از این زیبایی ها لذت ببرند ، آیا به راستی ،  ما در هنگام تصمیمات خود فکر میکنیم ؟؟
براستی اگر فکر می کنیم و تصمیم می گیریم و خود را عاقل می دانیم  ، چه پاسخی وجود دارد ، برای زن یا مردی که ، می داند دیگران در هنگام نگاه کردن به او و یا همسرش در حال لذت بردن هستند .
و چه پاسخی باید به خودمان بدهیم ، در هنگامی که خواسته یا ناخواسته ، زمانی که به نزدیکترین اقوام خود می نگریم ، آیا به دلایل غریزی باید چشمان خود را ببندیم و به آنها نگاه نکنیم و یا !؟
شاید در ذهن برخی از ما پاسخهای متجددانه ای وجود داشته باشد که به نظر من ساخته و پرداخته ی ذهنهای بیمار و دیوانه ای است که برای آنکه از لذتِ دیدن جنس مخالف خود در پوشش های امروزی و یا از لذتِ به نمایش گذاشتن زیبایی های خود به دیگران محروم نشوند ، اینگونه به خود و دیگران دروغ  می گویند .

 برخی می گویند ، آن دسته از افرادی که در دیدن غیر همجنس خود در هر پوشش و لباسی دچار تحریک جنسی و یا حداقل لذت جنسی می شوند ، بیمار هستند و یا اینکه مشکل دارند ، در پاسخی ساده باید گفت ، که ای انسانهای عاقل نما ، براستی کدامیک از شما می تواند زمانی که منظره ای زیبا را می بیند ، مثلا یک غروب زیبای خورشید در یک ساحل زیبا ، به احساسِ خود بگوید که ای احساس و ای غریزه ی من حق نداری از این منظره لذت ببری ، اصلا به من بگویید که گوش این غریضه کجاست تا من هم با او صحبت کنم ، اصلا مگر فطرت و غریزه از شما اجازه می گیرد یا آنکه کاملا غیر ارادی عمل میکند ، ما انسانها علاقه داریم که در این دست از مسائل که مورد میل مان نیست خودمان را گول بزنیم .
حتی افراد به ظاهر امروزی که فکر می کنند در دیدن هر  پوششی از جنس مخالف خود تحریک نمی شوند ، خود می دانند که این یک دروغ است ، چگونه این غریزه ی قوی را می توان کنترل کرد ، افرادی که در نهایت دقت زندگی می کنند و به غریزه ی خود لگام می زنند ، نمی توانند در مواجهه با پوششهای امروزی غریزه ی خود را مخفی کنند ، حال چگونه فردی که هیچ گونه قیدی برای خود در نظر نگرفته ، می تواند این غریزه را کنترل کند و اگر هم به راستی ، تحریکی برای او جود ندارد ، چگونه در مواجهه با همسر خود ازاین غریزه استفاده می کند . آیا معنای دیگرش این نیست که دیگر تفاوتی میان همسر او و دیگر ،  غیر هم جنسانش وجود ندارد ، و جدا این همسران در خصوص رابطه ی خودشان با این بی بندوباری چه قاعده ای را پیروی می کنند .

و براستی کدامیک از زوجین به همسر خود این اجازه را خواهد داد که از کسی ، به غیر از خودش لذت جنسی ببرد ؟؟
آیا دختران جوان ، که با استفاده از زیبایی های خود قصد دلبری از جنس مخالف را دارند ، می دانند ؟  جوانی که به تحریک غریزه ی جنسی ، به ایجاد ارتباط با آنها تمایل نشان دهد ، فقط به فکر بر طرف کردن نیاز غریضی خود بوده و دارای قدرت تفکر و تعقل درستی نیست ، حتی اگر اینگونه رابطه ها به ازدواج هم منجر شود ، سرانجامِ خوشی نخواهد داشت ، چراکه مردی که به نگاهی  افسارِ عقل خود را از دست داده و اکنون در چنگال شما اسیر است ، دیری نخواهد انجامید که در بندِ نگاهی دیگر اسیر شده و شما را رها خواهد کرد ، و حتی اگر این رابطه ادامه پیدا کند شما خواهید دید که هرگز مالک صد در صد همسرتان نخواهید بود ، چرا که او غریزه ی خود را برای عموم به اشتراک گذاشته و بخشی از آن را نیز به شما اختصاص داده است .
شاید یکی از مهمترین دلایل طلاق در جوامع امروزی از بین رفتن مالکیت صد در صدی در زندگی های مشترک می باشد ، تمامی انسانها در هر جامعه و ملتی در تشکیل یک خانواده مشترک از یک قاعده کلی ، پیروی می کنند و آنهم مالکیت صد در صدی زوجین بر قلبها و احساسات همدیگر می باشد . شما می توانید با مطالعه ی ،  کتابهایی  که نویسندگانی اروپایی و یا آمریکایی دارند ، با اصطلاحاتی مانند بانک عشق و از این قبیل تعابیر آشنا شوید ، چگونه است در جامعه ای که اصلا قید و بندی وجود ندارد این اصطلاحات مورد مطالعه قرار گرفته است ، آیا بجز این است که فطرت انسان تغییر  ناپذیر است و زوجین برای آنکه در زندگی مشترکشان احساس آرامش  و امنیت کرده و از روابطه ی  فی مابین نهایت لذت را ببرند نیاز به مالکیت صد در صدی خواهند داشت .
آیا غیر از این خواهد بود که هر چه قدر، میزان مالکیت نسبت به همسر در زندگی کاهش یابد کیفیتِ احساس و عشق در زندگی مشترک کاهش خواهد یافت ، آیا با کاهش کیفیت عشق ورزیدن در زندگی ، گذشت و تعامل در زندگی از بین نخواهد رفت ، و در نهایت کانون زندگی مشترک ،  که محلی برای تبلور عشق و ذوب شدن در  احساسِ دوست داشتن و دوست داشته شدن  است ، تبدیل به محلی برای بی تفاوتی ها و دور شدن از همدیگر نخواهد شد  ؟ و در نهایت زوجین از یکدیگر جدا شده  و یا آنکه یک زندگیِ رُباطی را برای خود ترسیم خواهند کرد و تن به طلاق عاطفی خواهند داد .
 با از بین رفتن مالکیت صد در صدی میان زوجین ، حرارت عشق نیز از بین خواهد رفت و انگیزه های عاطفی و گذشت وجود نخواهد داشت و روابطه ی همسران در زندگی تعاملی و عقلی خواهد شد ، در حقیقت زوجین فقط در کنار یکدیگر هستند و اصلا با هم زندگی نمی کنند و فقط بنا به مناسبتهای شناسنامه ای در نقطه های مشترک با یکدیگر تعاملی منطفی خواهند داشت .
 
شاید فکر کنید که در بیان این مسائل غلو و زیاده روی شده است ، اما اگر به راستی انسان هستید و دارای عقل بر روی تک تک پرسشهای بالا  فکر کنید و در هنگام فکر کردن به فطرت خود نیز مراجعه کنید ، چرا که فطرت انسانی هرگز به شما دروغ نخواهد گفت .
اگر در تاملی که روی این سوالها می کنید و مراجعه ای که به فطرت و غریزه ی خودتان داشتید به راستی دریافتید که استفاده از پوشش های نا مناسب ، بلاشک در جنس مخالف تحریک جنسی ایجاد می کند ، آنوقت بیاندیشید که چه چیز در شما باعث شده تا فطرت خود را نادیده بگیرید و بر خلاف عقل و منافع خودتان و دیگران تصمیم بگیرید ، و براستی اگر اینچنین رفتاری داشته ایم آیا ، ما را عاقل می نامند ، و آیا ما خودمان را باید عاقل بدانیم ؟؟
شاید هم با وجود تمام این حرفها بهتر باشد که باز هم خود را گول بزنیم و روی عقل چادری بکشیم و همه چیز را از عقل مخفی کنیم و برچسبِ جعلی عاقل را روی پیشانی خود بچسبانیم و فوراً بر قطار سریع السیر دیوانگان سوار شویم ، آخر دیگران نیز اینگونه رفتار کرده اند .
در این مسابقه که بین دیوانگان و عاقلان برپاست ، مثل اینکه جمعیت دیوانگان از عاقلها بیشتر است ، شاید هم عاقلها دیوانه هستند ، و شاید دیوانگان عاقل هستند ، شاید هم اصلا فطرت انسانی ما دیوانه است ، شاید هم غریزه ی جنسی ما ایراد دارد و باید اصلاح شود در هر صورت شاید اگر ما بخواهیم واقعا عاقل باشیم و از روی عقل و فطرت انسانی تصمیم بگیریم ، از مسابقه ی دیوانگان و کاروان بی عقلان جا بمانیم و آنوقت ، دیوانگان به ما خواهند خندید و می گویند او عاقل است !!
 
 
 
 
بخش نظرات
روزشمار فاطمیه
روزشمار غدیر
روزشمار محرم عاشورا